هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و دلبستگی به معشوق سخن میگوید. او از زیبایی معشوق و تأثیر آن بر دل خود میگوید و از صبر و رنجهایی که در راه عشق متحمل میشود، سخن میراند. شاعر همچنین به بلندهمتی و ارزش عشق اشاره میکند و بیان میکند که هر کس معشوقی چنین زیبا طلب کند، همه رنجها را به جان میخرد.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند صبر و رنج در عشق نیاز به بلوغ فکری و تجربه بیشتری دارد که معمولاً در سنین بالاتر حاصل میشود.
غزل ۱۲۹ - چون دو زلفین تو کمند بود
چون دو زلفین تو کمند بود
شاید ار دل اسیر بند بود ۱
گوییم صبر کن ز بهر خدا
آخر این صبر نیز چند بود ۲
خواجه انصاف می بباید داد
با چنین رخ چه جای پند بود ۳
سرو را کی رخ چو ماه بود
ما را کی لب چو قند بود ۴
می ندانی که پست گردد زود
هر کرا همت بلند بود ۵
هر که معشوقهای چنین طلبد
همه رنج و غمش پسند بود ۶
شاید ار دل اسیر بند بود ۱
گوییم صبر کن ز بهر خدا
آخر این صبر نیز چند بود ۲
خواجه انصاف می بباید داد
با چنین رخ چه جای پند بود ۳
سرو را کی رخ چو ماه بود
ما را کی لب چو قند بود ۴
می ندانی که پست گردد زود
هر کرا همت بلند بود ۵
هر که معشوقهای چنین طلبد
همه رنج و غمش پسند بود ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۴۸۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۲۸ - آفرین بادا بر آن کس کو ترا در بر بود
گوهر بعدی:غزل ۱۳۰ - عاشق و یار یار باید بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.