هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که در آن شاعر از نیاز به رهایی از قید و بندهای دنیوی، عشق به معشوق، و رسیدن به حقیقت و معنویت سخن می‌گوید. شاعر از مفاهیمی مانند رهایی از خرقه‌های ریاکاری، ایمان حقیقی، و لذت‌های معنوی صحبت می‌کند و از خواننده می‌خواهد تا از ظواهر فاصله گرفته و به باطن و حقیقت بپیوندد.
رده سنی: 18+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رهایی از قید و بندهای دنیوی و نقد ریاکاری ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر چالش‌برانگیز باشد.

غزل ۱۳۸ - ای یار بی تکلف ما را نبید باید

ای یار بی تکلف ما را نبید باید
وین قفل رنج ما را امشب کلید باید ۱

جام و سماع و شاهد حاضر شدند باری
وین خرقه‌های دعوی بر هم درید باید ۲

ایمان و زاهدی را بر هم شکست باید
زنار جاحدی را از جان خرید باید ۳

از روی آن صنوبر ما را چراغ باید
وز زلف آن ستمگر ما را گزید باید ۴

جامی بهای جانی بستان ز دست دلبر
آمد مراد حاصل اکنون مرید باید ۵

چون مطربان خوشدل گشتند جمله حاضر
پایی بکوفت باید بیتی شنید باید ۶

ای ساقی سمنبر در ده تو بادهٔ تر
زیرا صبوح ما را «هل من مزید» باید ۷

از بادهٔ تو مستند ای دوست این عزیزان
رنج و عنای مستان اکنون کشید باید ۸

سالی برفت ناگه روزی دو عید دیدم
این هر دو عید امروز خوشتر ز عید باید ۹

از بوستان رحمت حالی کرانه جویید
چون در سرای همت می‌آرمید باید ۱۰

از گفتن عبارت گر عبرتی نگیری
در گردن اشارت معنی گزید باید ۱۱

تا در مکان امنی خر پشته زن فرود آی
چون وقت کوچ آمد نایی دمید باید ۱۲

گر بایدت که بویی آنجا گل عنایت
اینجا گل ریاست می‌پژمرید باید ۱۳

ای شکر شگرفی در گفتگوی معنی
گر لب شفات آرد آخر بدید باید ۱۴

هر چند دیر مانی آخر برفت باید
چون شکری بخوردی زهری چشید باید ۱۵

بفروخته خریدی آورده را ببردی
یاری چه دیده‌ای تو زین پس چه دید باید ۱۶

چون لاله گر بخندی عمرت کرانه جوید
چون شمع اگر بگریی حلقت برید باید ۱۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۷
کانال گوهرین در ایتا
۴۷۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۳۷ - هر زمان از عشقت ای دلبر دل من خون شود
گوهر بعدی:غزل ۱۳۹ - ترا باری چو من گر یار باید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.