هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی است که در آن شاعر از تجربیات روحانی و عشق الهی سخن میگوید. او از تحولات درونی خود، از جمله رهایی از قید و بندهای دنیوی و رسیدن به حقیقت عشق الهی، صحبت میکند. شاعر از مفاهیمی مانند زهد، کفر، ایمان، نور، ظلمت، خیر و شر استفاده میکند تا حالات روحانی خود را بیان کند. همچنین، او از تجربیات خود در صومعه و میکده سخن میگوید و نشان میدهد که عشق الهی در هر دو مکان حضور دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از مفاهیم پیچیده مانند زهد، کفر، ایمان و تحولات روحانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد.
غزل ۱۴۳ - معشوق مرا ره قلندر زد
معشوق مرا ره قلندر زد
زان راه به جانم آتش اندر زد ۱
گه رفت ره صلاح دین داری
گه راه مقامران لنگر زد ۲
رندی در زهد و کفر در ایمان
ظلمت در نور و خیر در شر زد ۳
خمیده چو حلقه کرد قد من
و آنگاه مرا چو حلقه بر در زد ۴
چون سوخت مرا بر آتش دوزخ
وز آتش دوزخ آب کوثر زد ۵
در صومعه پای کوفت از مستی
ابدال ز عشق دست بر سر زد ۶
با آب عنب به صومعه در شد
در میکده آب زر بر آذر زد ۷
گر من نه به کام خویشم او باری
با آنکه دلم نخواست خوشتر زد ۸
زان راه به جانم آتش اندر زد ۱
گه رفت ره صلاح دین داری
گه راه مقامران لنگر زد ۲
رندی در زهد و کفر در ایمان
ظلمت در نور و خیر در شر زد ۳
خمیده چو حلقه کرد قد من
و آنگاه مرا چو حلقه بر در زد ۴
چون سوخت مرا بر آتش دوزخ
وز آتش دوزخ آب کوثر زد ۵
در صومعه پای کوفت از مستی
ابدال ز عشق دست بر سر زد ۶
با آب عنب به صومعه در شد
در میکده آب زر بر آذر زد ۷
گر من نه به کام خویشم او باری
با آنکه دلم نخواست خوشتر زد ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۴۸۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۴۲ - اقتدا بر عاشقان کن گر دلیلت هست درد
گوهر بعدی:غزل ۱۴۴ - روزی بت من مست به بازار برآمد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.