هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و غزلگونه، بیانگر عشق و شیفتگی شاعر به معشوق است. شاعر از زیبایی و جذابیت معشوق سخن میگوید و خود را غلام و فدایی او میداند. او از عشق و دلبستگی شدید خود به معشوق میگوید و از تأثیرات این عشق بر وجودش سخن میراند. شاعر همچنین از نادیده گرفته شدن خود توسط معشوق شکایت میکند، اما همچنان وفادار و عاشق باقی میماند.
رده سنی:
16+
این شعر حاوی مفاهیم عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده در شعر، نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد که معمولاً در سنین بالاتر یافت میشود.
غزل ۱۶۶ - غریبیم چون حسنت ای خوش پسر
غریبیم چون حسنت ای خوش پسر
یکی از سر لطف بر ما نگر ۱
سفر داد ما را چو تو تحفهای
زهی ما بر تو غلام سفر ۲
نظرمان مباد از خدای ار به تو
جز از روی پاکیست ما را نظر ۳
دل تنگ ما معدن عشق تست
که هم خردی و هم عزیزی چو زر ۴
هنوز از نهالت نرستهست گل
هنوز از درختت نپختست بر ۵
ببندد به عشق تو حورا میان
گشاید ز رشگ تو جوزا کمر ۶
نباشد کم از ناف آهو به بوی
کرا عشق زلف تو سوزد جگر ۷
نگارا ز دشنام چون شکرت
که دارد ز گلبرگ سوری گذر ۸
عجب نیست گر ما قوی دل شدیم
که این خاصیت هست در نیشکر ۹
بینداز چندان که خواهی تو تیر
که ما ساختیم از دل و جان سپر ۱۰
تو بر ما به نادانی و کودکی
چو متواریان کردهای رهگذر ۱۱
بدین اتفاقی که ما را فتاد
مکن راز ما پیش یاران سمر ۱۲
مدر پردهٔ ما که در عشق تو
شدست این سنایی ز پرده به در ۱۳
که از روی نسبت نیاید نکو
پدر پردهدار و پسر پردهدر ۱۴
دل و جان و عقل سناییت را
ربودی بدان غمزهٔ دل شکر ۱۵
یکی از سر لطف بر ما نگر ۱
سفر داد ما را چو تو تحفهای
زهی ما بر تو غلام سفر ۲
نظرمان مباد از خدای ار به تو
جز از روی پاکیست ما را نظر ۳
دل تنگ ما معدن عشق تست
که هم خردی و هم عزیزی چو زر ۴
هنوز از نهالت نرستهست گل
هنوز از درختت نپختست بر ۵
ببندد به عشق تو حورا میان
گشاید ز رشگ تو جوزا کمر ۶
نباشد کم از ناف آهو به بوی
کرا عشق زلف تو سوزد جگر ۷
نگارا ز دشنام چون شکرت
که دارد ز گلبرگ سوری گذر ۸
عجب نیست گر ما قوی دل شدیم
که این خاصیت هست در نیشکر ۹
بینداز چندان که خواهی تو تیر
که ما ساختیم از دل و جان سپر ۱۰
تو بر ما به نادانی و کودکی
چو متواریان کردهای رهگذر ۱۱
بدین اتفاقی که ما را فتاد
مکن راز ما پیش یاران سمر ۱۲
مدر پردهٔ ما که در عشق تو
شدست این سنایی ز پرده به در ۱۳
که از روی نسبت نیاید نکو
پدر پردهدار و پسر پردهدر ۱۴
دل و جان و عقل سناییت را
ربودی بدان غمزهٔ دل شکر ۱۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۵
۴۷۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۶۵ - ماهی که ز رخسارش فتنهست به چین اندر
گوهر بعدی:غزل ۱۶۷ - تا کی از ناموس هیهات ای پسر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.