هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و اخلاقی است که درباره عشق، زیبایی، صبر، قناعت و دوری از حرص و طمع صحبت میکند. شاعر از مفاهیمی مانند عشق به معشوق، رسوایی در راه عشق، قضا و قدر، و اهمیت فرصتها استفاده میکند تا پیامهای اخلاقی و عرفانی خود را بیان کند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارههای به کار رفته ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا پیچیده باشد.
شماره ۱ - اذا ماشئت ان تحیی حیوة حلوة المحیا
اذا ماشئت ان تحیی حیوة حلوة المحیا
به رسوایی برآور سر ز مستوری برون نه پا ۱
حدیث حسن و مشتاقی درون پرده پنهان بود
برآمد شوق از خلوت نهاد این راز بر صحرا ۲
ز خط و خال رخسارش قضا شکل نمود اول
قلم برداشت هر ذره ورق پر گشت از انشا ۳
در آن گلشن هوا بودم که مستی زاد از نرگس
در آن مجلس صفا بودم که عشق از حسن شد پیدا ۴
به زحمت اتصال افتد، چو پیوندی برید از هم
به فرصت قطره دریا می شود، چون قطره شد دریا ۵
کجا ناز و نیاز عاشق و معشوق کم گردد
ز حاجت حسن مستغنی و ما محتاج استغنا ۶
شراب و شاهد و میخانه و ساقی همه دل کش
به این خمار بی پروا سری داریم و صد سودا ۷
تقاضا بر تقاضا می رسد زان سوی دل هر دم
زمانی نیستم خالی فغان زین شوق کارافزا ۸
اگر نالم ز حرمان رخ مگردان حسبة لله
قیاس وصل و محرومی گلستانست و نابینا ۹
درون بیت احزان پیر نابینا چه می داند
که شهری بر سر سودای یوسف می کند غوغا ۱۰
«نظیری » گر طمع داری که مقبول جهان باشی
فلا تحسد و لاتبخل و لاتحرص علی الدنیا ۱۱
به رسوایی برآور سر ز مستوری برون نه پا ۱
حدیث حسن و مشتاقی درون پرده پنهان بود
برآمد شوق از خلوت نهاد این راز بر صحرا ۲
ز خط و خال رخسارش قضا شکل نمود اول
قلم برداشت هر ذره ورق پر گشت از انشا ۳
در آن گلشن هوا بودم که مستی زاد از نرگس
در آن مجلس صفا بودم که عشق از حسن شد پیدا ۴
به زحمت اتصال افتد، چو پیوندی برید از هم
به فرصت قطره دریا می شود، چون قطره شد دریا ۵
کجا ناز و نیاز عاشق و معشوق کم گردد
ز حاجت حسن مستغنی و ما محتاج استغنا ۶
شراب و شاهد و میخانه و ساقی همه دل کش
به این خمار بی پروا سری داریم و صد سودا ۷
تقاضا بر تقاضا می رسد زان سوی دل هر دم
زمانی نیستم خالی فغان زین شوق کارافزا ۸
اگر نالم ز حرمان رخ مگردان حسبة لله
قیاس وصل و محرومی گلستانست و نابینا ۹
درون بیت احزان پیر نابینا چه می داند
که شهری بر سر سودای یوسف می کند غوغا ۱۰
«نظیری » گر طمع داری که مقبول جهان باشی
فلا تحسد و لاتبخل و لاتحرص علی الدنیا ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۳۴۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر بعدی:شماره ۲ - مانند سراب بند بر پا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.