هوش مصنوعی: این متن شعری از سنایی است که به مخاطب توصیه‌هایی اخلاقی و عرفانی می‌کند. شاعر از مخاطب می‌خواهد که در راه عشق و معنویت گام بردارد، از دنیای مادی و نفسانی دوری کند، و به سوی حقیقت و معشوق حقیقی حرکت کند. او تأکید می‌کند که نباید به ظواهر فریبنده دل بست و باید در راه عشق و معرفت، صادق و خالص بود.
رده سنی: 16+ این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و مفاهیم پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۱۹۴ - ای سنایی جان ده و در بند کام دل مباش

ای سنایی جان ده و در بند کام دل مباش
راه رو چون زندگان چون مرده بر منزل مباش ۱

چون نپاشی آب رحمت نار زحمت کم فروز
ور نباشی خاک معنی آب بی حاصل مباش ۲

رافت یاران نباشی آفت ایشان مشو
سیرت حق چون نباشی صورت باطل مباش ۳

در میان عارفان جز نکتهٔ روشن مگوی
در کتاب عاشقان جز آیت مشکل مباش ۴

در منای قرب یاران جان اگر قربان کنی
جز به تیغ مهر او در پیش او بسمل مباش ۵

گر همی خواهی که با معشوق در هودج بوی
با عدو و خصم او همواره در محمل مباش ۶

گر شوی جان جز هوای دوست رامسکن مشو
ور شوی دل جز نگار عشق را قابل مباش ۷

روی چون زی کعبه کردی رای بتخانه مکن
دشمنان دوست را جز حنظل قاتل مباش ۸

در نهاد تست با تو دشمن معشوق تو
مانع او گر نه‌ای باری بدو مایل مباش ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۵۸۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۹۳ - بامدادان شاه خود را دیده‌ام بر مرکبش
گوهر بعدی:غزل ۱۹۵ - ای جهان افروز دلبر ای بت خورشید فش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.