هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از احساس ویرانی و دیوانگی خود میگوید، از ناآگاهی دیگران نسبت به عشق و محبت شکایت دارد و از تنهایی و ناامیدی خود سخن میگوید. او به آیندهای نامعلوم چشم دوخته و آرزو میکند که روزی داستان خود را مانند فرهاد و خسرو روایت کند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به مفاهیم مانند دیوانگی و ویرانی ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.
شماره ۵۰ - ازین ویرانه تر می خواستم ویرانه خود را
ازین ویرانه تر می خواستم ویرانه خود را
ازین ویرانه بیرون می برم دیوانه خود را ۱
حریفان نشئه مهر و محبت را نمی دانند
به دست دشمن خود می دهم پیمانه خود را ۲
نه مورش خاید از سختی نه مرغش چیند از تلخی
نمی بینم ز جنس هیچ خرمن دانه خود را ۳
ز شوق آن که طبل رحلتی ناگاه بنوازند
همیشه رخت بر درگاه دارم خانه خود را ۴
عزیزان دیده از خاکسترم سازند نورانی
تو شمع بزم خلوت می کنی پروانه خود را ۵
به آیات زبور و نغمه داوود نفروشم
بیان دردناک و نعره مستانه خود را ۶
«نظیری » قصه فرهاد و خسرو داستانی شد
کنون من هم کتابی می کنم افسانه خود را ۷
ازین ویرانه بیرون می برم دیوانه خود را ۱
حریفان نشئه مهر و محبت را نمی دانند
به دست دشمن خود می دهم پیمانه خود را ۲
نه مورش خاید از سختی نه مرغش چیند از تلخی
نمی بینم ز جنس هیچ خرمن دانه خود را ۳
ز شوق آن که طبل رحلتی ناگاه بنوازند
همیشه رخت بر درگاه دارم خانه خود را ۴
عزیزان دیده از خاکسترم سازند نورانی
تو شمع بزم خلوت می کنی پروانه خود را ۵
به آیات زبور و نغمه داوود نفروشم
بیان دردناک و نعره مستانه خود را ۶
«نظیری » قصه فرهاد و خسرو داستانی شد
کنون من هم کتابی می کنم افسانه خود را ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۳۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۹ - نیست زین مزرع آب و دانه ما
گوهر بعدی:شماره ۵۱ - هر روز جویم آب رخ روز رفته را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.