هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی بیانگر عشق عمیق و بیپایان به معشوق است. شاعر از نسیان ناپذیری عشق، وابستگی دل به حسن معشوق، و بیپایانی قصه شوق سخن میگوید. همچنین، به مفاهیمی مانند عشق الهی، رازآلودگی، و بیتوجهی به دنیای مادی اشاره دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربه زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از ابیات ممکن است برای مخاطبان جوان تر پیچیده باشد.
شماره ۱۰۰ - هرکه نوشید می شوق تو نسیانش نیست
هرکه نوشید می شوق تو نسیانش نیست
وان که محو تو شد اندیشه حرمانش نیست ۱
دل به حسن تو مقید شد و جاوید بماند
که ز فکر تو برون آمدنش آسانش نیست ۲
تا به کی فکر توان کرد و سخن تازه نوشت
قصه شوق حدیثی است که پایانش نیست ۳
هیچ کس نامه سربسته ما فهم نکرد
نه همین خاتمه اش نیست که عنوانش نیست ۴
سبب از عقل مپرسید که غمنامه ما
درس عشق است که از علم دبستانش نیست ۵
از دلم ره به دلت عشق نمودست و خوشم
که به آن خانه دری هست که دربانش نیست ۶
راه دیگر به سوی کعبه اعرابی هست
که غم از سرزنش خار مغیلانش نیست ۷
خاطر غیب نمای تو مگر جام جم است
که رخ حال من از آینه پنهانش نیست ۸
سایه نامه تو بال هما می داند
هدهد ما که سر تاج سلیمانش نیست ۹
مرد تاجر که ز غربت به وطن می آید
تحفه یی خوب تر از نامه اخوانش نیست ۱۰
چون قلم گریه شادی کنم از نامه دوست
که بجز از دل خندان مژه گریانش نیست ۱۱
بس که از دقت فهم تو «نظیری » بگداخت
نکته یی نیست که آمیخته با جانش نیست ۱۲
وان که محو تو شد اندیشه حرمانش نیست ۱
دل به حسن تو مقید شد و جاوید بماند
که ز فکر تو برون آمدنش آسانش نیست ۲
تا به کی فکر توان کرد و سخن تازه نوشت
قصه شوق حدیثی است که پایانش نیست ۳
هیچ کس نامه سربسته ما فهم نکرد
نه همین خاتمه اش نیست که عنوانش نیست ۴
سبب از عقل مپرسید که غمنامه ما
درس عشق است که از علم دبستانش نیست ۵
از دلم ره به دلت عشق نمودست و خوشم
که به آن خانه دری هست که دربانش نیست ۶
راه دیگر به سوی کعبه اعرابی هست
که غم از سرزنش خار مغیلانش نیست ۷
خاطر غیب نمای تو مگر جام جم است
که رخ حال من از آینه پنهانش نیست ۸
سایه نامه تو بال هما می داند
هدهد ما که سر تاج سلیمانش نیست ۹
مرد تاجر که ز غربت به وطن می آید
تحفه یی خوب تر از نامه اخوانش نیست ۱۰
چون قلم گریه شادی کنم از نامه دوست
که بجز از دل خندان مژه گریانش نیست ۱۱
بس که از دقت فهم تو «نظیری » بگداخت
نکته یی نیست که آمیخته با جانش نیست ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۳۳۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۹ - قرعه بر وصل زند دیده و سامانش نیست
گوهر بعدی:شماره ۱۰۱ - خمار می به لبم قفل زد ایاغ کجاست؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.