هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از درد و رنج عشق و جدایی میگوید. او از گریههایش، اشکهایش که مانند لالههای سرخ بر سینهاش میرویند، و نالههایش که در خلوتگاهش طنینانداز است، سخن میگوید. شاعر از امید به وصال معشوق و ناامیدی از آن میسراید و در نهایت، از سوختن دلش در فراق معشوق خبر میدهد.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مضامین عاشقانهای است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، استفاده از صنایع ادبی و مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، درک آن را برای کودکان دشوار میسازد.
شماره ۱۸۷ - امشب چمن از گریه ما تازه و تر بود
امشب چمن از گریه ما تازه و تر بود
بر هر سر خار مژه لختی ز جگر بود ۱
می رست رگ و ریشه جان از بن ناخن
صد لاله ستان کاشته در سینه و بر بود ۲
در زیر لبم گاه طرب زمزمه می سفت
بر دور رخش گاه هوش حلقه شمر بود ۳
تا روز به خلوتگه مقصود، اجابت
در پیرهن ناله هم آغوش اثر بود ۴
از کثرت آمد شدن دزد خیالی
پیرایه خوابم همه شب زیر و زبر بود ۵
وز بهر نثار قدمی چشم ترم را
تا گوش گریبان نظر پر ز گهر بود ۶
گفتم به دعای سحری وصل تو خواهم
بیهوش شدم بوی تو با باد سحر بود ۷
قاصد جگرم سوخت چه پیغام و چه نامه
دل بود همان خوش که به امید خبر بود ۸
بگذشت و گریبان نزدی چاک «نظیری »
پیش چه بلا دست دعای تو سپر بود ۹
بر هر سر خار مژه لختی ز جگر بود ۱
می رست رگ و ریشه جان از بن ناخن
صد لاله ستان کاشته در سینه و بر بود ۲
در زیر لبم گاه طرب زمزمه می سفت
بر دور رخش گاه هوش حلقه شمر بود ۳
تا روز به خلوتگه مقصود، اجابت
در پیرهن ناله هم آغوش اثر بود ۴
از کثرت آمد شدن دزد خیالی
پیرایه خوابم همه شب زیر و زبر بود ۵
وز بهر نثار قدمی چشم ترم را
تا گوش گریبان نظر پر ز گهر بود ۶
گفتم به دعای سحری وصل تو خواهم
بیهوش شدم بوی تو با باد سحر بود ۷
قاصد جگرم سوخت چه پیغام و چه نامه
دل بود همان خوش که به امید خبر بود ۸
بگذشت و گریبان نزدی چاک «نظیری »
پیش چه بلا دست دعای تو سپر بود ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۳۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۶ - صبحی بنال راه فلک برنبسته اند
گوهر بعدی:شماره ۱۸۸ - ذوقی ز می نزاد که صد شور و شر نشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.