هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساسات عمیق شاعر درباره عشق، رنج، و ناامیدی است. شاعر از اشک، گریه، و حسرت سخن می‌گوید و از ناتوانی در رسیدن به معشوق یا آرزوهایش شکایت دارد. تصاویری مانند سوختگی، شراب، و سراب نیز به احساسات تلخ و پوچی او اشاره دارند. در نهایت، شاعر به بی‌پناهی و تنهایی خود اعتراف می‌کند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عاطفی پیچیده، ناامیدی، و اشاره‌های غیرمستقیم به مصرف شراب است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامناسب یا نامفهوم باشد.

شماره ۲۱۲ - اشک در دیده نیارم که حجابم نبرد

اشک در دیده نیارم که حجابم نبرد
حایل گریه کنم شرم که آبم نبرد ۱

طپش و تابش من گرم سئوالش سازد
صد ادا هست که کس پی به جوابش نبرد ۲

گشته ام پی سپر حادثه چون گنج یتیم
جز خضر راه به دیوار خرابم نبرد ۳

خوار از عجز و تنزل شده ام می خواهم
که به صلحش نروم تا به عتابم نبرد ۴

بس که عطر گل و مل راه مشامش بگرفت
بوی از سوختگی های کبابم نبرد ۵

سرخوش از گردش چشم و لب میگون کندم
زود مستم، به سوی بزم شرابم نبرد ۶

قطعه سبز خطش دیده ام و چشمه نوش
هوس از راه به هر نقش سرابم نبرد ۷

نکنم یاد لب باده فروشش به نماز
که ز مسجد به خرابات خرابم نبرد ۸

نپرد مرغ که واله نکند امیدم
نوزد باد که از پای شتابم نبرد ۹

هرشب از نرگس فتان به کمین نظرم
صد فسون ساز نشاندست که خوابم نبرد ۱۰

نیست از باده بجز باد «نظیری » در دست
نگذرد آب رز از کام که آبم نبرد ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۳۲۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۱۱ - یکی فلسم هوس هر روز در سیمابم اندازد
گوهر بعدی:شماره ۲۱۳ - دوش بر سوز دل و سینه براتم دادند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.