هوش مصنوعی:
این شعر عرفانی و اخلاقی از نظیری نیشابوری، بر اهمیت روشنایی دل، رهایی از تعلقات دنیوی، و عشق حقیقی تأکید دارد. شاعر از رهایی از دوگانگیها، عشق به معشوق الهی، و بیاعتنایی به مادیات سخن میگوید.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات انتزاعی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۲۱۵ - کسی به ملک حدوث از قدم نمی افتد
کسی به ملک حدوث از قدم نمی افتد
که بر گذرگه شادی و غم نمی افتد ۱
به روشنایی دل رو که رفتگان رستند
گذار زنده دلان بر عدم نمی افتد ۲
من این مرقع الوان بیفکنم روزی
که طرح رندی و تقوا به هم نمی افتد ۳
زبان دعوت و تسخیر به که بربندم
که در چراغ کس آتش به دم نمی افتد ۴
مسافری که ز نابود بود خود بیند
به فکر منفعت بیش و کم نمی افتد ۵
دلیل عشق نزیبد کسی که در هر گام
سرش چو شمع به پیش قدم نمی افتد ۶
چنان ز شوق تو گردیده کعبه سرگردان
که راه کعبه روان بر حرم نمی افتد ۷
چنان پرستش روی تو جذب دل ها کرد
که عشق برهمنان بر صنم نمی افتد ۸
به ذکر من خط نسیان کشیده ای اما
به فکر غیر ز دستت قلم نمی افتد ۹
ز سهو خاطر یاران چنان سقیم شدم
که سایه قلمم بر رقم نمی افتد ۱۰
نویسی ار به «نظیری » دعا و گر دشنام
ز شوق نامه به فکر رقم نمی افتد ۱۱
که بر گذرگه شادی و غم نمی افتد ۱
به روشنایی دل رو که رفتگان رستند
گذار زنده دلان بر عدم نمی افتد ۲
من این مرقع الوان بیفکنم روزی
که طرح رندی و تقوا به هم نمی افتد ۳
زبان دعوت و تسخیر به که بربندم
که در چراغ کس آتش به دم نمی افتد ۴
مسافری که ز نابود بود خود بیند
به فکر منفعت بیش و کم نمی افتد ۵
دلیل عشق نزیبد کسی که در هر گام
سرش چو شمع به پیش قدم نمی افتد ۶
چنان ز شوق تو گردیده کعبه سرگردان
که راه کعبه روان بر حرم نمی افتد ۷
چنان پرستش روی تو جذب دل ها کرد
که عشق برهمنان بر صنم نمی افتد ۸
به ذکر من خط نسیان کشیده ای اما
به فکر غیر ز دستت قلم نمی افتد ۹
ز سهو خاطر یاران چنان سقیم شدم
که سایه قلمم بر رقم نمی افتد ۱۰
نویسی ار به «نظیری » دعا و گر دشنام
ز شوق نامه به فکر رقم نمی افتد ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۳۴۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱۴ - دل نمی دانم کجا، زین آستانم می کشد
گوهر بعدی:شماره ۲۱۶ - کمند و دام ما غیر از شکار غم نمی گیرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.