هوش مصنوعی: این متن شعری است که به موضوعات عشق، رنج، ایمان، پیمان‌شکنی، و شرایط سخت زندگی می‌پردازد. شاعر از نبود شرط و قانون در عشق و زندگی شکایت دارد و به مسائلی مانند درد و درمان، گریستن و خندیدن، ایمان و کفر، و پیمان‌شکنی اشاره می‌کند. همچنین، به داستان‌های تاریخی و اساطیری مانند یوسف و منصور حلاج نیز اشاره شده است.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. همچنین، برخی از اشارات تاریخی و دینی نیاز به درک بالاتری دارند.

شماره ۳۷۰ - در عشق کار بوده و سامان نبوده شرط

در عشق کار بوده و سامان نبوده شرط
سر بوده و طریق گریبان نبوده شرط ۱

گفتم چنان که درد دهندم دوا دهند
افغان که نام بردن درمان نبوده شرط ۲

بر خلق بوده بیشتر آسان گریستن
با چشم خون فشان لب خندان نبوده شرط ۳

طاعت به باد دادن و ایمان به پا زدن
در کیش گبر و دین مسلمان نبوده شرط ۴

پیمانت استوار به صد نقض می شود
در عهد کس شکستن پیمان نبوده شرط ۵

بهتان گنج بر دل مسکین نهاده اند
ورنه خراج، بر ده ویران نبوده شرط ۶

در عین اتحاد حجاب از برای چیست
گر از نخست، حسرت و حرمان نبوده شرط ۷

ناهید و زهره شاد نسازد به جام صوت
آن را که از ازل دل شادان نبوده شرط ۸

در خواب می رسید به یوسف پیام مصر
آسودنش به مأمن کنعان نبوده شرط ۹

منصور را که رخصت اظهار داده اند
غیر از قصاص و محنت زندان نبوده شرط ۱۰

چون گو سر از نظاره «نظیری » به باد داد
خود را نمودن از سر میدان نبوده شرط ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۵۲۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۶۹ - صد جا در انتخاب تو پیدا کنم غلط
گوهر بعدی:شماره ۳۷۱ - جگر به خنده همی سوز و بر کران می غلط
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.