هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی و فلسفی است که از مفاهیمی مانند رهایی از تعلقات دنیوی، عشق و مستی معنوی، و نقد کفر و دین سخن می‌گوید. شاعر با تصاویری نمادین مانند افکندن قلم در آتش و دفتر در آب، نشان می‌دهد که از حساب‌های دنیوی گذر کرده و به حالتی از بی‌خودی و مستی روحانی رسیده است. همچنین، به موضوعاتی مانند دعا، نیاز، و نگاه انتقادی به ظواهر دینی اشاره دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات انتقادی به دین و کفر نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

شماره ۴۱۵ - ما قلم در آتش و دفتر در آب افکنده ایم

ما قلم در آتش و دفتر در آب افکنده ایم
هرچه با آن خواهشی هست از حساب افکنده ایم ۱

شب که در مستی سراغ کلبه ما کرده یی
جای غم شادی، برون از اضطراب افکنده ایم ۲

کوی جان معمورتر داریم، از بازار دل
راه سلطان را به عمدا بر خراب افکنده ایم ۳

ما گرفتاران بیدل، هرکجا نالیده ایم
لرزه بر عرش از دعای مستجاب افکنده ایم ۴

بر سر انگشت نیاز ما، اثر بابی که دوش
طره مقصود را، در پیچ و تاب افکنده ایم ۵

چاشنی گیرند مستان از دل پرشور ما
ما همان بر آتش از خامی کباب افکنده ایم ۶

کفر و دین را از سوی باطن رسولان دردهند
ما غلط بینان نظرها در کتاب افکنده ایم ۷

برنتابیم از فرشته منت باد مراد
ما که کشتی بر سر موج سراب افکنده ایم ۸

از کرام الکاتبین منت «نظیری » کی کشیم
ما ز دیوان عمل حرف ثواب افکنده ایم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۵۳۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۱۴ - از ما حذر که دست ز آداب شسته ایم
گوهر بعدی:شماره ۴۱۶ - می روم زین کوی و وز رشک محبت می روم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.