هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و عاشقی سخن میگوید و بیان میکند که عشق او چنان شدید است که میتواند دنیا را دگرگون کند. او از درد و رنج عشق و اشتیاق به معشوق میگوید و آرزو میکند که بتواند با عشق خود جهان را تغییر دهد. شاعر همچنین از تنهایی و همراهی با طبیعت سخن میگوید و احساسات عمیق خود را بیان میکند.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عمیق عشق و احساسات است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیدهتر نیاز به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری دارد.
غزل ۲۶۴ - ای مسلمانان ندانم چارهٔ دل چون کنم
ای مسلمانان ندانم چارهٔ دل چون کنم
یا مگر سودای عشق او ز سر بیرون کنم ۱
عاشقی را دوست دارم عاشقان را دوستر
صدهزاران دل برای عاشقی پر خون کنم ۲
سوختم در عاشقی تا ساختم با عاشقان
عاجزم در کار خود یارب ندانم چون کنم ۳
آتشی دارم درین دل گر شراری بر زنم
آب دریاها بسوزم عالمی هامون کنم ۴
آب دریاها بسوزد کوهها هامون شود
من ز دیده چون ببارم آبها افزون کنم ۵
مسکن من در بیابان مونس من آهوان
هر کجا من نی زنم از خون دل جیحون کنم ۶
گر شبی خود طوق گردد دست من در گردنش
طوق فرمان را چو مه در گردن گردون کنم ۷
یا مگر سودای عشق او ز سر بیرون کنم ۱
عاشقی را دوست دارم عاشقان را دوستر
صدهزاران دل برای عاشقی پر خون کنم ۲
سوختم در عاشقی تا ساختم با عاشقان
عاجزم در کار خود یارب ندانم چون کنم ۳
آتشی دارم درین دل گر شراری بر زنم
آب دریاها بسوزم عالمی هامون کنم ۴
آب دریاها بسوزد کوهها هامون شود
من ز دیده چون ببارم آبها افزون کنم ۵
مسکن من در بیابان مونس من آهوان
هر کجا من نی زنم از خون دل جیحون کنم ۶
گر شبی خود طوق گردد دست من در گردنش
طوق فرمان را چو مه در گردن گردون کنم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۸۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۶۳ - روزی من آخر این دل و جان را خطر کنم
گوهر بعدی:غزل ۲۶۵ - بی تو ای آرام جانم زندگانی چون کنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.