هوش مصنوعی: این متن شعری است که به مضامین عرفانی و اخلاقی می‌پردازد. شاعر از خودنمایی، افتادگی، خاکساری، و دوری از معشوق سخن می‌گوید و از رنج‌های عشق و دل‌بستگی به معشوق الهی یاد می‌کند. همچنین، اشاره‌ای به پیری و زوال جسمانی دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند دوری از معشوق و پیری ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین یا نامفهوم باشد.

شماره ۱۳۹ - گردباد از خودنمایی، روز وشب پا درگلست

گردباد از خودنمایی، روز وشب پا درگلست
جاده را ز افتادگی سر در کنار منزل است ۱

برگ گل از خاکساری گشته خود سر در چمن
در بیابان خاربن، از سرکشی پا در گل است ۲

بسکه طومار سخن پیچیده در دل مانده است
تا رها گردیده از دست زبانم، در دل است ۳

کافرم گر در دو عالم غیر او دارم کسی
در قیامت اوست خونخواهم که اینجا قاتل است ۴

چون کنم با دوری جانان؟ که در بزمی که اوست
رنگ را از چهره عاشق پریدن مشکل است ۵

دل ز خود بردار واعظ چون قد از پیری خمید
رخت بیرون بر، که دیوار بدن خوش مایل است ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۳۰۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۳۸ - در دلت آن نه رشته امل است
گوهر بعدی:شماره ۱۴۰ - روزگار جامه دیبا و فرش مخمل است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.