هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی از سنایی است که در آن شاعر از عشق الهی و جدایی از دنیای مادی سخن میگوید. او از عشق به عنوان دانهای در دام جهان یاد میکند و از خواننده میخواهد که از وابستگی به نام و ننگ دنیوی دوری کند. شاعر همچنین از درد دل و عشق به عنوان نیرویی که در کوی کفر و دین حضور دارد، یاد میکند و از خواننده میخواهد که به عشق الهی روی آورد و از دنیای مادی فاصله بگیرد.
رده سنی:
18+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۲۹۱ - سنایی را یکی برهان ز ننگ و نام جان ای جان
سنایی را یکی برهان ز ننگ و نام جان ای جان
ز عشق دانهٔ دو جهان میان دام جان ای جان ۱
مکن در قبهٔ زنگار اوصاف حروف او را
چو عشق عافیت پخته چو کارم خام جان ای جان ۲
به قهر از دست او بستان حروف کلک صورت را
به لطف از لوح او بستر تمامی نام جان ای جان ۳
چو روی خویش خرم کن یکی بستان طبع ای بت
چو زلف خویش در هم زن همه ایام جان ای جان ۴
ببین در کوی کفر و دین به مهر و درد دل بنشست
هزاران آه خون آلود زیر کام جان ای جان ۵
مرا گویی قناعت کن ز جوش یک جهان رعنا
به بوی نون شهوانی به رنگ لام جان ای جان ۶
کسی کو عاشق تو بود بگو آخر که تا چکند
سماع وحی و نقل عقل و خمر خام جان ای جان ۷
مگر تو زینهمه خوبان که پیدایند و ناپیدا
درین مردودهٔ ویران نیابم کام جان ای جان ۸
ز عشق دانهٔ دو جهان میان دام جان ای جان ۱
مکن در قبهٔ زنگار اوصاف حروف او را
چو عشق عافیت پخته چو کارم خام جان ای جان ۲
به قهر از دست او بستان حروف کلک صورت را
به لطف از لوح او بستر تمامی نام جان ای جان ۳
چو روی خویش خرم کن یکی بستان طبع ای بت
چو زلف خویش در هم زن همه ایام جان ای جان ۴
ببین در کوی کفر و دین به مهر و درد دل بنشست
هزاران آه خون آلود زیر کام جان ای جان ۵
مرا گویی قناعت کن ز جوش یک جهان رعنا
به بوی نون شهوانی به رنگ لام جان ای جان ۶
کسی کو عاشق تو بود بگو آخر که تا چکند
سماع وحی و نقل عقل و خمر خام جان ای جان ۷
مگر تو زینهمه خوبان که پیدایند و ناپیدا
درین مردودهٔ ویران نیابم کام جان ای جان ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۴۶۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۹۰ - باز ماندم در بلایی الغیاث ای دوستان
گوهر بعدی:غزل ۲۹۲ - مرا عشقت بنامیزد بدانسان پرورید ای جان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.