هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق شدید و عمیق خود به معشوق سخن می‌گوید. او بیان می‌کند که عشق معشوق او را چنان پرورش داده که حتی در دوزخ نیز با یاد او آرامش می‌یابد. شاعر از آتش عشق سخن می‌گوید و بیان می‌کند که عشق معشوق او را لاغر کرده و دشمنانش را از او دور نگه داشته است. او همچنین اشاره می‌کند که دلش تنها به عشق معشوق بسته است و از این عشق شادمان است.
رده سنی: 16+ این متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیهات پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد تا به درستی درک شود.

غزل ۲۹۲ - مرا عشقت بنامیزد بدانسان پرورید ای جان

مرا عشقت بنامیزد بدانسان پرورید ای جان
که با یاد تو در دوزخ توانم آرمید ای جان ۱

نترسم زاتشین مفرش که با عشق تو ای مهوش
مرا صد بار دید آتش که روی اندر کشید ای جان ۲

ز عشقت شکر دارم من که لاغر کردم از وی تن
که دی زان لاغری دشمن مرا با تو ندید ای جان ۳

نبردی دل ز کس هرگز که خود دلهای ما از تو
چو بویی یافت از عشقت ز شادی بر پرید ای جان ۴

چو خوابست آتش هجرت که هر دیده کشید ای بت
چو آبست آتش عشقت که هر تن را رسید ای جان ۵

دلم در چاکری عشقت کمر بستست تو گویی
که ایزد جز پی عشقت مرا خود نافرید ای جان ۶

ازین یک نوع دلشادم که با عشق تو همزادم
که تا این دیده بگشادم دلم عشقت گزید ای جان ۷

چو با عشق بتان زاید سنایی کی چنین گوید
مرا ناگاه عشق تو بر آتش خوابنید ای جان ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۴۸۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۹۱ - سنایی را یکی برهان ز ننگ و نام جان ای جان
گوهر بعدی:غزل ۲۹۳ - تماشا را یکی بخرام در بستان جان ای جان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.