هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از ضعف و ناتوانی، فقر و گمنامی، و عشق و جنون سخن میگوید. شاعر از مشکلات زندگی و ناتوانی در رسیدن به آرزوها مینویسد، اما در عین حال، عشق و جنون را به عنوان نیرویی قدرتمند و نمک زندگی توصیف میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از واژهها و مفاهیم مانند 'جنون' و 'غم' ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.
شماره ۲۵۵ - نتوانست ز بس ضعف بدندان جا کرد
نتوانست ز بس ضعف بدندان جا کرد
گره لقمه ام از شیشه روزی وا کرد ۱
فیض گمنامیم این بس که ز خلوتگه فقر
شغل دنیا نتوانست مرا پیدا کرد ۲
سایه بال هما بود بلای سیهی
کز سرم پرتو خورشید سعادت واکرد ۳
نیست شرمندگی دست تهی کم، چه عجب
بید مجنون نتواند سر اگر بالا کرد؟ ۴
مگر از دست دل زار من آید با او
آنچه در عالم یاری غم او با ما کرد ۵
واعظ این فیض سخن نیست جز از همت عشق
دم ما را نمک شور جنون گیرا کرد ۶
گره لقمه ام از شیشه روزی وا کرد ۱
فیض گمنامیم این بس که ز خلوتگه فقر
شغل دنیا نتوانست مرا پیدا کرد ۲
سایه بال هما بود بلای سیهی
کز سرم پرتو خورشید سعادت واکرد ۳
نیست شرمندگی دست تهی کم، چه عجب
بید مجنون نتواند سر اگر بالا کرد؟ ۴
مگر از دست دل زار من آید با او
آنچه در عالم یاری غم او با ما کرد ۵
واعظ این فیض سخن نیست جز از همت عشق
دم ما را نمک شور جنون گیرا کرد ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۸۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۵۴ - زما بخشم جهان دو رنگ میگذرد
گوهر بعدی:شماره ۲۵۶ - آتش حسنش، کمان عشق را طیار کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.