هوش مصنوعی: این متن عاشقانه و عرفانی، بیانگر عشق و ستایش بی‌حد و مرز به معشوق (جانان) است. شاعر از ناتوانی خرد در وصف معشوق سخن می‌گوید و عشق را فراتر از درک عقل می‌داند. او از فداکاری و ایثار در راه معشوق سخن می‌گوید و عشق را به عنوان نیرویی ماورایی و الهی توصیف می‌کند.
رده سنی: 16+ این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و مفاهیم پیچیده‌ی عرفانی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۳۰۵ - همه جانست سر تا پای جانان

همه جانست سر تا پای جانان
از آن جز جان نشاید جای جانان ۱

به آب روی و خون دل توان ریخت
برای چون تو جان سودای جانان ۲

خرد داند که وصف او نداند
ازیرا نیست هم بالای جانان ۳

چه جای دعوی سروست در باغ
چه خواهد وصف سرتاپای جانان ۴

نیاید کس به آب چشمهٔ خضر
جز اندر نوش عیسی‌زای جانان ۵

ندیدی دین کفرآمیز بنگر
شکن در زلف جانفرسای جانان ۶

همی کشف خردمندان کشف وار
سراندر خود کشد یارای جانان ۷

سنایی نیست با جان زنده لیکن
ز جانانست او گویای جانان ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۴۷۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۰۴ - ز دست مکر وز دستان جانان
گوهر بعدی:غزل ۳۰۶ - تخم بد کردن نباید کاشتن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.