هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر احساس تنهایی، ناامیدی و سردرگمی شاعر در زندگی است. او از دست دادن ابزارهای ادراک (چشم، گوش، عقل، حس)، از دست دادن دوستان و عزیزان، و احساس بیپناهی در جهان را توصیف میکند. شاعر از بار سنگین جسم و دنیا شکایت دارد و احساس میکند در میان جمعیت نیز تنهاست.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در شعر، همراه با احساسات پیچیدهای مانند ناامیدی و تنهایی، برای درک و هضم نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. نوجوانان زیر 16 سال ممکن است در درک کامل این مفاهیم با مشکل مواجه شوند.
شماره ۴۹۱ - چشم و گوش و عقل و حس رفتند و، ما وامانده ایم
چشم و گوش و عقل و حس رفتند و، ما وامانده ایم
رفته است اسباب ما، خود پیشتر، ما مانده ایم ۱
از شراب هستی احباب خالی گشت و ما
همچو مو در کاسه افلاک بر جا مانده ایم ۲
خواب مرگ از کوفت شاید آورد ما را برون
در تلاش زندگانی آن قدر وامانده ایم ۳
ما بساط هر تعلق زین سرا برچیده ایم
بهر رفتن با عصائی بر سر پا مانده ایم ۴
گرم رویی نیست پیدا، گرم خونی خود کجاست؟
در میان این قدر مردم چه تنها مانده ایم ۵
جان فگند از دوش خود بار گران جسم و، ما
همچنان واعظ بزیر بار دنیا مانده ایم ۶
رفته است اسباب ما، خود پیشتر، ما مانده ایم ۱
از شراب هستی احباب خالی گشت و ما
همچو مو در کاسه افلاک بر جا مانده ایم ۲
خواب مرگ از کوفت شاید آورد ما را برون
در تلاش زندگانی آن قدر وامانده ایم ۳
ما بساط هر تعلق زین سرا برچیده ایم
بهر رفتن با عصائی بر سر پا مانده ایم ۴
گرم رویی نیست پیدا، گرم خونی خود کجاست؟
در میان این قدر مردم چه تنها مانده ایم ۵
جان فگند از دوش خود بار گران جسم و، ما
همچنان واعظ بزیر بار دنیا مانده ایم ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۳۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۹۰ - ما ز هر عشرت دنیا بسخن ساخته ایم
گوهر بعدی:شماره ۴۹۲ - ما بلبلان خار علایق گزیده ایم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.