هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی بیانگر عشق و دلدادگی شاعر به معشوق است. شاعر از زیبایی و جذابیت معشوق سخن می‌گوید و از عشق او به عنوان نیرویی که عقل و وجودش را تسخیر کرده، یاد می‌کند. او از معشوق می‌خواهد که به سویش بازگردد و با محبت خود، زندگی‌اش را زیباتر کند. شعر همچنین اشاره‌ای به عشق الهی و تسلیم شدن در برابر ارادهٔ معشوق دارد.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهٔ زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم پیچیدهٔ ادبی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۳۵۷ - باز افتادیم در سودای تو

باز افتادیم در سودای تو
از نشاط آن رخ زیبای تو ۱

دستمان گیر الله الله زینهار
زان که بنهادیم سر در پای تو ۲

باز ما را جاودان در بند کرد
حلقهٔ زلفین عنبرسای تو ۳

باز کاسد کرد در بازار عشق
عقل ما را لعل روح افزای تو ۴

ما دو صد منزل دوان باز آمدیم
مردمی کن یک قدم باز آی تو ۵

روی سوی عشق تو آورده‌ایم
گر چه آگه نیستیم از رای تو ۶

با ملاحت خود سراسر نقش کرد
نیکویی بر روی چون دیبای تو ۷

باز ما را عالمی چون حلقه کرد
آن دو چشم جادوی رعنای تو ۸

مر سنایی را کنون تا جاودان
در پذیرش تا بود مولای تو ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۵۰۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۵۶ - عاشقم بر لعل شکرخای تو
گوهر بعدی:غزل ۳۵۸ - ای گشته ز تابش صفای تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.