هوش مصنوعی: این متن شعری است که در آن شاعر از ناراحتی‌ها و ناامیدی‌های خود در رابطه با شخصی دیگر سخن می‌گوید. شاعر بیان می‌کند که این شخص با وجود زیبایی‌اش، دامی است که هیچ سودی ندارد. او همچنین از تغییر رفتار این شخص و ناتوانی‌اش در درک احساسات شاعر شکایت می‌کند. شاعر در نهایت به این نتیجه می‌رسد که این شخص هنوز برای پیوند با او مناسب نیست.
رده سنی: 16+ این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و انتقادی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و ناراحتی ممکن است برای سنین پایین‌تر سنگین باشد.

غزل ۳۸۳ - سینه مکن گرچه سمن سینه‌ای

سینه مکن گرچه سمن سینه‌ای
زان که نه مهری که همه کینه‌ای ۱

خوی تو برنده چون ناخن برست
گر چه پذیرنده چو آیینه‌ای ۲

حسن تو دامست ولیکن ترا
دام چه سودست که بی چینه‌ای ۳

من سوی تو شنبه و تو نزد من
چون سوی کودک شب آدینه‌ای ۴

دی چو گلی بودی و امروز باز
خار دلی و خسک سینه‌ای ۵

پخته نگردی تو به دوزخ همی
هیچ ندانی که چو خامینه‌ای ۶

رو که در این راه تو تر دامنی
گویی در آب روان چینه‌ای ۷

گفتمت امسال شدی به ز پار
رو که همان احمد پارینه‌ای ۸

رو به گله باز شو ایرا هنوز
در خور پیوند سنایی نه‌ای ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۵۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۸۲ - گر بگویی عاشقی با ما هم از یک خانه‌ای
گوهر بعدی:غزل ۳۸۴ - عقل و جانم برد شوخی آفتی عیاره‌ای
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.