هوش مصنوعی:
این متن به موضوع عشق و عرفان میپردازد و از مخالفتها و چالشهای راه عشق سخن میگوید. شاعر تأکید میکند که برای رسیدن به معشوق، باید از تعلقات دنیوی و تفکرات متضاد گذر کرد و وحدت در عشق را درک نمود. همچنین، به این نکته اشاره میشود که انسان باید خود را فراموش کند تا به حقیقت برسد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در متن برای درک و تجزیهوتحلیل نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. نوجوانان زیر 16 سال ممکن است در درک کامل این مفاهیم با مشکل مواجه شوند.
غزل ۳۹۴ - بتا پای این ره نداری چه پویی
بتا پای این ره نداری چه پویی
دلا جان آن بت ندانی چه گویی ۱
ازین رهروان مخالف چه چاره
که بر لافگاه سر چار سویی ۲
اگر عاشقی کفر و ایمان یکی دان
که در عقل رعناست این تندخویی ۳
تو جانی و انگاشتی که شخصی
تو آبی و پنداشتستی سبویی ۴
همه چیز را تا نجویی نیابی
جز این دوست را تا نیابی نجویی ۵
یقین دان که تو او نباشی ولیکن
چو تو در میانه نباشی تو اویی ۶
دلا جان آن بت ندانی چه گویی ۱
ازین رهروان مخالف چه چاره
که بر لافگاه سر چار سویی ۲
اگر عاشقی کفر و ایمان یکی دان
که در عقل رعناست این تندخویی ۳
تو جانی و انگاشتی که شخصی
تو آبی و پنداشتستی سبویی ۴
همه چیز را تا نجویی نیابی
جز این دوست را تا نیابی نجویی ۵
یقین دان که تو او نباشی ولیکن
چو تو در میانه نباشی تو اویی ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۶۰۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۹۳ - آخر شرمی بدار چند ازین بدخویی
گوهر بعدی:غزل ۳۹۵ - کودکی داشتم خراباتی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.