هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از از دست دادن معشوق خود و درد جدایی سخن میگوید. او از روزهای خوش گذشته و جنگ و آشتیهای میان خود و معشوق یاد میکند و اکنون که معشوق از دست رفته، جهان برایش تیره و تار شده است.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عاطفی عمیق و احساساتی مانند عشق، جدایی و اندوه است که درک و تجربه آنها نیاز به بلوغ عاطفی و فکری دارد. بنابراین، برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است.
غزل ۴۱۹ - لولو خوشاب من از چنگ شد یکبارگی
لولو خوشاب من از چنگ شد یکبارگی
لالهٔ سیراب من بیرنگ شد یکبارگی ۱
دلبری را من به چنگ آورده بودم در جهان
ای دریغا دلبرم کز چنگ شد یکبارگی ۲
جنگها بودی میان ما و گاهی آشتی
آشتی این بار الحق جنگ شد یکبارگی ۳
بود نام و ننگ ما را پیش ازین هر جایگاه
این بتر کامروز نامم ننگ شد یکبارگی ۴
با رخ و اشکی چو زر سیماب و من چون موم نرم
کز دل چون سنگ آن بت سنگ شد یکبارگی ۵
این جهان روشن اندر هجر آن زیبا پسر
بر سنایی تیره گشت و تنگ شد یکبارگی ۶
لالهٔ سیراب من بیرنگ شد یکبارگی ۱
دلبری را من به چنگ آورده بودم در جهان
ای دریغا دلبرم کز چنگ شد یکبارگی ۲
جنگها بودی میان ما و گاهی آشتی
آشتی این بار الحق جنگ شد یکبارگی ۳
بود نام و ننگ ما را پیش ازین هر جایگاه
این بتر کامروز نامم ننگ شد یکبارگی ۴
با رخ و اشکی چو زر سیماب و من چون موم نرم
کز دل چون سنگ آن بت سنگ شد یکبارگی ۵
این جهان روشن اندر هجر آن زیبا پسر
بر سنایی تیره گشت و تنگ شد یکبارگی ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۵۳۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۱۸ - ای سنایی چو تو در بند دل و جان باشی
گوهر بعدی:غزل ۴۲۰ - به درگاه عشقت چه نامی چه ننگی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.