هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر به انتقاد از خودپسندی و غرور برخی افراد میپردازد. او بیان میکند که برخی افراد خود را برتر از دیگران میبینند و از درک ارزش دیگران عاجزند. شاعر همچنین به نقد رفتارهای سطحی و ظاهری مانند تسبیح و نماز بدون درک حقیقت میپردازد و تأکید میکند که انکار و قبول دیگران برایش یکسان است. در نهایت، شاعر به این موضوع اشاره میکند که با ظهور حقیقت (مانند خورشید)، دیگر نیازی به نور کمفروغ (مانند ماه) نیست.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و انتقادی است که برای درک کامل آن، خواننده نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی مفاهیم عرفانی و اخلاقی مطرح شده در متن ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده و نامفهوم باشد.
قصیده ۱۱ - ای خواجه چه تفضیل بود جانوری را
ای خواجه چه تفضیل بود جانوری را
کو هیچ به از خود نشناسد دگری را ۱
گر به ز خودت هیچ بهی را تو نبینی
پس چون که ندانی بتر از خود بتری را ۲
پس غافلی از مذهب رندان خرابات
این عیب تمامست چو تو خیره سری را ۳
هر گه که مرا گویی کندر همه آفاق
محرومتر از تو نشناسم بشری را ۴
مرحومترم از تو و این شیوه ندانی
زین بیش بصیرت نبود بیبصری را ۵
من سغبهٔ تسبیح و نماز تو نیم هیچ
این فضل همی گویی ای خواجه دری را ۶
انکار و قبول تو مرا هر دو یکی شد
بیهوده همی گویی زین صعبتری را ۷
فرمان تو بردن نه فریضهست پس آخر
منقاد ز بهر چه شوم چون تو خری را ۸
چون طلعت خورشید عیان گشت به صحرا
آنجا چه بقا ماند نور قمری را ۹
آیام فراخیست ز الفاظ سنایی
دانی خطری نیست کنون محتکری را ۱۰
چون دختر دوشیزه نیاید به جهان در
کم گیر ز ذریت آدم پسری را ۱۱
کو هیچ به از خود نشناسد دگری را ۱
گر به ز خودت هیچ بهی را تو نبینی
پس چون که ندانی بتر از خود بتری را ۲
پس غافلی از مذهب رندان خرابات
این عیب تمامست چو تو خیره سری را ۳
هر گه که مرا گویی کندر همه آفاق
محرومتر از تو نشناسم بشری را ۴
مرحومترم از تو و این شیوه ندانی
زین بیش بصیرت نبود بیبصری را ۵
من سغبهٔ تسبیح و نماز تو نیم هیچ
این فضل همی گویی ای خواجه دری را ۶
انکار و قبول تو مرا هر دو یکی شد
بیهوده همی گویی زین صعبتری را ۷
فرمان تو بردن نه فریضهست پس آخر
منقاد ز بهر چه شوم چون تو خری را ۸
چون طلعت خورشید عیان گشت به صحرا
آنجا چه بقا ماند نور قمری را ۹
آیام فراخیست ز الفاظ سنایی
دانی خطری نیست کنون محتکری را ۱۰
چون دختر دوشیزه نیاید به جهان در
کم گیر ز ذریت آدم پسری را ۱۱
قالب: قصیده
تعداد ابیات: ۱۱
۷۶۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰ - در تواضع اهل حق
گوهر بعدی:قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲ - در مدح بهرامشاه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.