هوش مصنوعی: نویسنده در جستجوی دیدار با شخصی به نام سرکار احمد است و در این راه خستگی‌ها و ناامیدی‌های بسیاری را تحمل می‌کند. او در بنگاه مینو توقف می‌کند و نامه‌ای به فرهنگ دری می‌نویسد که مورد انتقاد سرکار احمد قرار می‌گیرد. سرکار احمد معتقد است که این نامه‌ها بی‌ارزش و یاوه هستند و نویسنده باید به جای آن‌ها بر خلاقیت و رازآفرینی تمرکز کند. نویسنده پذیرای انتقاد است و نامه‌ای از فرزند میرزا جعفر را به سرکار احمد می‌فرستد و منتظر پاسخ می‌ماند.
رده سنی: 18+ متن دارای زبان پیچیده و ادبی است و درک آن نیاز به دانش زبانی و ادبی بالایی دارد. همچنین، مفاهیم انتقادی و فلسفی موجود در متن برای مخاطبان جوان‌تر ممکن است دشوار باشد.

شمارهٔ ۶۰ - به میرزا حسن مشهور به مولانای اصفهانی نگاشته

چند روز است در راه دریافت خجسته دیدار سرکار و امید گاهی میرزا که خزان از چهر بهارین بزمش رشک اردی بهشت است و دوزخ با فرنگارین کاخش شرم افزای بهشت، پویانم، و از دور و نزدیک و ترک و تاجیک نام ونشان همه را جویان، هر کس به جائی گفت و به دیگر باغ و تماشائی سرود، دویدن ها خستگی زاد و ندیدن ها گسستگی آورد، با همه ناجستن بازم تن پویه گر پی سپار است و دل چون مامی گم کرده فرزند بام تا شام کوچه گذر و خانه شمار. شهر به شهر می دوم کوچه به کوچه کو به کو. امروز هم به دستور روزهای گذشته به بنگاه مینو فرگاه گذشتم همچنان یکران تکاپوی لنگ افتاد و مینای کام و آرزو به سنگ آمد. در بزم سرکار احمد رخت درنگ گستردم، بارنامه ای بر فرهنگ دری از آنچه دوشین شب سرکار دائی باز سرود نگارش رفت و گفته های گهر سفت وی بی کاست و فزود گزارش. فروغ دیده و چراغ دوده سرکار آشوب آنکه سر تا پای دو زنده ام و پای تا سر به یکتائی پرستنده، نوشته را دید و گرفت و خواند و خواست و فرمود بندگان میرزا از این نامه های ژاژاندود یاوه پالود بی نیاز است، و خامه پارسی پردازش در ساز آفریدن و راز پروریدن خود افسون گر و جادو باز. از دوست ندیده و بهشت شنیده خود بدین چیزها که سیاهی هیچ ارزش است و گناهی بی آمرزش باز نخواهد ماند، دوست به دنیا و آخرت نتوان داد.
سخنش راست و درست دیدم و در پند و پوزش چالاک و چست، نگارش بدو بازماندم واندک پذیر روانش را سپاسی بنده وار نیز آوردم. اینک فرزندی میرزا جعفر نگاشت، و با این نیازنامه که گزارشگر رویداد است روانه بزم خداوندی داشت، اگر پاسخ را شتاب آرند، سرکار دائی را پس ازشام و پیش از خواب آگاه خواهم ساخت، هر چه خواهی و کنی و فرمائی سربندگی خواهم نهاد و به پای پرستندگی خواهم رفت.
کانال گوهرین در ایتا
۱۸۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شمارهٔ ۵۹ - به میرزا ابراهیم اصفهانی در ری نگاشته
گوهر بعدی:شمارهٔ ۶۱ - به میرزا حسن مطرب پسر ملاعبدالغنی نوشته
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.