هوش مصنوعی:
این متن نامهای ادبی و شاعرانه است که در آن نویسنده با زبانی غنی و پرتصویر، از حضور و دیدار با شخصی محترم ابراز اشتیاق میکند. او با توصیف زیباییهای طبیعت و مقایسههای شاعرانه، از میزبان درخواست میکند تا به دیدارش بیاید. همچنین، نویسنده به آزادی و شادی اشاره کرده و امیدوار است این دیدار به خوبی و خوشی گذر کند. در صورت عدم تحقق این آرزو، راه بازگشت و ترک صحبت باقی است، اما نویسنده امیدوار به لطف میزبان است.
رده سنی:
16+
این متن دارای واژگان و اصطلاحات ادبی پیچیده و استعارههای شاعرانه است که درک آن برای مخاطبان کمسنوسال دشوار خواهد بود. همچنین، محتوای عاطفی و اجتماعی آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است.
شمارهٔ ۱۳۵ - به یکی از دوستان نگاشته
فدایت شوم دستخط مبارک که چون جلوه جمال عیش گستر بود مانند وصال جان پرور عنبر سارا به خرمن ریخت، و گوهر لالا به دامن افشاند. انجمن از نکهت الفاظ رنگین شرم ساحت چین آمده و بساط از مضامین روشن چرخ برین افتاده بیت:
۱
در راه باد عود بر آتش نهاده اند
یا خود در آن زمین که توئی خاک عنبر است ۲
چندان دیده بر آسودم که از سوداش جز بیاضی و از بیاضش الاسوادی نماند. ذکری از خاموشی و فراموشی نموده اند، چه فراموشی و کدام خاموشی؟ بیت: ۳
نه که خاموشیم از ذوق فراموشی بود
که در اندیشه اوصاف تو حیران بودم ۴
یادآوری فرع نسیان است، در صورتیکه هرگز از خاطر مستمندم فراموش نباشید، اگر در یادآوری تقصیری رفته جای آموزگاری است نه بهتان فراموش کاری. اگر چه مکرر سیاحت و تفرج ساحت شمیران کرده اند و باغ و راغش را از طلعت زیبا و قامت رعنا شرم بهشت و غیرت طوبی آورده، ولی هرگز بر جویبار دیده کمترین بنده خویش نخرامیده اند و نسیم وار بر لاله و گل نغلطیده، باغی است ملکی این مملوک در حقیقت متعلق به سرکار، خاص تفرج ساخته اند و محض تماشا پرداخته. فردا عصر پنجشنبه بنابر قانون مقرر آغاز آزادی است و اول اختیار و شادی. استدعا آن است که بی افاضه عذر و تاخیر تامل و تدبیر از شبستان بدان گلستان خرامند و از تنعم کاخ به تفرج شاخ فرمایند، بیت: ۵
ساقی چمن گل را بی روی تو رنگی نیست
شمشاد خرامان کن تا باغ بیارائی ۶
اگر انشاء الله تعالی به شادی و رامش و آزادی و آرامش گذشت اسد آباد را فردا و همیشه به مقدم فرخ و طلعت میمون چون برج اسدخانه خورشید و چون ملک و سلیمان مسند جمشید توان ساخت. چنانچه خدای نخواسته تلخکامی زاد و پخته امید ما سوختگان هنجار خامی گرفت، نه راه دارالخلافه بسته اند و نه رخش والا را پی گسسته. اختیار رجعت و ترک صحبت باقی است البته محض بنده نوازی مملوک خود را دولت سرافرازی خواهند بخشید، بیت: ۷
قدحی دارم بر کف به خدا تا تونیائی
همه تا روز قیامت نه بریزم نه بنوشم ۸
در راه باد عود بر آتش نهاده اند
یا خود در آن زمین که توئی خاک عنبر است ۲
چندان دیده بر آسودم که از سوداش جز بیاضی و از بیاضش الاسوادی نماند. ذکری از خاموشی و فراموشی نموده اند، چه فراموشی و کدام خاموشی؟ بیت: ۳
نه که خاموشیم از ذوق فراموشی بود
که در اندیشه اوصاف تو حیران بودم ۴
یادآوری فرع نسیان است، در صورتیکه هرگز از خاطر مستمندم فراموش نباشید، اگر در یادآوری تقصیری رفته جای آموزگاری است نه بهتان فراموش کاری. اگر چه مکرر سیاحت و تفرج ساحت شمیران کرده اند و باغ و راغش را از طلعت زیبا و قامت رعنا شرم بهشت و غیرت طوبی آورده، ولی هرگز بر جویبار دیده کمترین بنده خویش نخرامیده اند و نسیم وار بر لاله و گل نغلطیده، باغی است ملکی این مملوک در حقیقت متعلق به سرکار، خاص تفرج ساخته اند و محض تماشا پرداخته. فردا عصر پنجشنبه بنابر قانون مقرر آغاز آزادی است و اول اختیار و شادی. استدعا آن است که بی افاضه عذر و تاخیر تامل و تدبیر از شبستان بدان گلستان خرامند و از تنعم کاخ به تفرج شاخ فرمایند، بیت: ۵
ساقی چمن گل را بی روی تو رنگی نیست
شمشاد خرامان کن تا باغ بیارائی ۶
اگر انشاء الله تعالی به شادی و رامش و آزادی و آرامش گذشت اسد آباد را فردا و همیشه به مقدم فرخ و طلعت میمون چون برج اسدخانه خورشید و چون ملک و سلیمان مسند جمشید توان ساخت. چنانچه خدای نخواسته تلخکامی زاد و پخته امید ما سوختگان هنجار خامی گرفت، نه راه دارالخلافه بسته اند و نه رخش والا را پی گسسته. اختیار رجعت و ترک صحبت باقی است البته محض بنده نوازی مملوک خود را دولت سرافرازی خواهند بخشید، بیت: ۷
قدحی دارم بر کف به خدا تا تونیائی
همه تا روز قیامت نه بریزم نه بنوشم ۸
تعداد ابیات: ۴
۲۲۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۱۳۴ - به دوستی نوشته شد
گوهر بعدی:شمارهٔ ۱۳۶ - به یکی از نزدیکان نگاشته
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.