هوش مصنوعی: متن فوق شامل دو بخش اصلی است: بخش اول بیان قدردانی و سپاسگزاری از محبت‌ها و مراحم بی‌شائبه‌ی سرکار است که نویسنده خود را در ادای حق سپاس ناتوان می‌داند و تنها فضل الهی را شایسته‌ی جبران این مکارم می‌شمرد. بخش دوم شرح دردها و رنج‌های جسمانی نویسنده است که از درد زانو رنج می‌برد و بهبودی نیافته است. همچنین، اشاره‌ای به اختلافات با فردی به نام آقا محمدحسین یزدی دارد و از سرکار درخواست داوری و یاری می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای ساختار ادبی پیچیده و استفاده از اصطلاحات و واژگان قدیمی است که درک آن برای مخاطبان جوان‌تر دشوار خواهد بود. همچنین، موضوعات مطرح شده مانند درد و رنج جسمانی و درخواست داوری نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

شمارهٔ ۵۴ - به حاجی محمد ابراهیم تاجر استرآبادی نگاشته

سال ها ممنون مکارم و مرهون مراحم بی ظنت سرکار و اعتراف به عجز و قصور حق سپاسداری می رفت. امسال که بنده زاده عهدی دیرباز بر بساط قربت و سماط نعمت سرکاری به حرمت و اعزازی فوق لیاقت و نسبت به جهات دیگر نیز طرف آرامش و افاقت بست، نه چندان شرمسار و سپاسدارم وخجل و منت گذار، که اگر هر سر موئی بر اندام نیازمندم زبانی طلیق بیان و منطقی رشیق ادا گردد، همچنان ادای ستایش را پای تا سر فتور و فرق تا اندام قصور خواهم بود، فرد: ۱

از دست و زبان که برآید
کز عهده شکرش بدر آید ۲
هم مگر بذل یزدانی و فضل آسمانی این مکارم را پاداش و این مراحم را تلافی آرد. باری امروز که بیست و سیم صفر است شنیدم مردی راه اندیش مرز استر آباد خواهد بود. اعتراف عبودیت اقتضای شطری شرح عقیدت کرد، دیری است به درد زانو گرفتارم و به دستور اطبا دوا اندیش و معالجت گذار. هنوز سودی ندیده ام و به بهبودی نرسیده، همچنان لنگ و لوش در خان حاجی کمال افتاده. اسمعیل و میرزا و جعفر و علی کوچک پرستارند، واهالی حجره از نشر بستر و بالش و بسط فریاد و نالش در آزار. تا کی صحت بازوی رنج تابد و آرامش عزل اندیش شکنج شود.بنده زاده نیز در سپاس اشفاق و ستایش اخلاق حضرت با من هم سبق است و مادام که از هستی رمق باشد، اوقات در مطالعت این ورق خواهد بود، مصرع: هر که نه گویا به تو خاموش به. ۳
رفتار مرا این مدت با آقا محمدحسین یزدی استحضار دارند که همه حسن اعتقاد و تفویض بود. گفتار او را بالمشافهه با بنده زاده اصغاء رفت که چه مایه طفره و تعدی و لاطایل بافت. در دنیا و آخرت از حضرت میانه خود و او تمنای یاوری و استدعای داوری دارم، هر اوقات احقاق حقوق من از وی مقدور باشد اعم از قرب و بعد و حیات و ممات من خود را معذور و او را مغفور نگذارند همین ذریعه حجت وکالت کل و امانت مطلق بس، فرد : ۴

سپردم به زنهار اسکندری
تو دانی و فردا و آن داوری ۵
صدور احکام و رجوع هر گونه فرمایش را مترصدم. ۶
تعداد ابیات: ۲
کانال گوهرین در ایتا
۱۹۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شمارهٔ ۵۳ - از قول آقازین العابدین تاجر اردکانی به شخصی نگاشته
گوهر بعدی:شمارهٔ ۵۵ - به محمد قلی بیک لواسانی نایب جندق نگاشته
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.