هوش مصنوعی: این شعر از بلبل و رابطه‌اش با صیاد و باغبان سخن می‌گوید. بلبل از ترس صیاد و جفاهای گل در بستان ناله می‌کند، اما باغبان نیز از ترس خزان، گلها را می‌چیند. شعر به زیبایی‌های طبیعت و روابط پیچیده بین موجودات آن می‌پردازد و با اشاره به عشق و شوریدگی، فضایی شاعرانه و نمادین ایجاد می‌کند.
رده سنی: 15+ متن دارای مفاهیم نمادین و پیچیده است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک دارد. همچنین، برخی از اشارات عرفانی و شاعرانه ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد.

شماره ۱۱۸ - هر آن بلبل که آمد بوستان دیدار صیادش

هر آن بلبل که آمد بوستان دیدار صیادش
از آن نالد که می ترسد کند صیاد آزادش ۱

جفاهایی که بلبل می کشد در بوستان از گل
همان دست خزان از باغبان گیرد دگر دادش ۲

ننالد در گلستان یک نفس بلبل به کام دل،
نسازد گل اگر بی داستان باغبان شادش ۳

ندارد پاس گلبن باغبان زآن رو که می ترسد
بسوزد شعله آهم شبی از بیخ و بنیادش ۴

بنام ایزد سهی قدی چمان اندر چمن آمد
که دست باغبان ننشانده سروی همچو شمشادش ۵

در این بستان غزلخوان است هم بر سرو و هم بر گل
تذرو ما که بلبل در ترنم خواند استادش ۶

بهار آمد که گردد بوستان چون صفحه ار من
بود گل،‌ روی شیرین، بلبل شوریده فرهادش ۷

بود مانند بلبل نکته‌سنج و بذله‌گو افسر
مگر در باغ روزی بشنود آن شوخ فریادش ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۱۹۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۱۷ - کسی کز عشق خوبان هیچ نبود صبر و آرامش
گوهر بعدی:شماره ۱۱۹ - وه چه خوش است گلشن و باد خوش بهاریش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.