خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه و عرفانی از شور و شیدایی عشق سخن می‌گوید و از درد فراق و حیرانی عاشق می‌نالد. شاعر از زیبایی معشوق و تأثیر آن بر خود می‌گوید و از مفاهیمی مانند عشق، زیبایی، حیرانی و عرفان استفاده می‌کند.

متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهٔ ادبی دارد. همچنین، برخی از اشارات عرفانی و شوریدگی‌های عاشقانه ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

مشاهده کامل

شماره ۹ - ندارم فرصت از شوق گرفتاری تماشا را

ندارم فرصت از شوق گرفتاری تماشا را
مکن تعجیل صیاد اینقدر خون ریزی ما را ۱

درین سودا چه سود اندرز من کز فرط حیرانی
نیابم فرق پای از سر که دانم زشت و زیبا را ۲

به کفر و دین مفرما دعوت از عشقم که می ندهم
به صد تسبیح و زنار آن سر زلف چلیپا را ۳

به نامیزد بتی شیرین که یکدم با دو نوشین لب
شفا بخشد ز صد عالم مرض چندین مسیحا را ۴

چو در فردوس بخرامی بدین بالا عجب نبود
اگر با تیشه ی غیرت کنند از ریشه طوبی را ۵

به جنت گر در آرندت بدین طلعت یقین دارم
که رضوان در حجاب شرم پوشد روی حورا را ۶

بر او چون تو دختی رشک حورالعین خدا داند
که بر دوش بنی آدم چه منتهاست حوا را ۷

ز شرم چشم گیرا بت مرارت ماند بر باده
ز رشک لعل سیرابت حلاوت رفت حلوا را ۸

صفایی صبرم از دیدار مه رویان چه فرمایی
که نتوان دوخت چشم از دیدن خورشید حربا را ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۸ - ز یار دیده بدوز ای نظر تماشا را
گوهر بعدی:شماره ۱۰ - میسر نیست آزادی ز تنها غیر تنها را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.