خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه و عارفانه، بیانگر درد و رنج شاعر از عشق ناکام و دوری از معشوق است. شاعر از بی‌وفایی و دشنام معشوق شکایت دارد و از حسرت دیدارش می‌نالد. همچنین، اشاراتی به مفاهیم عرفانی مانند رحمت، صبر و شهادت دارد.

متن شامل مضامین عاشقانه و عرفانی پیچیده‌ای است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی عاطفی دارد. همچنین، برخی از واژگان و مفاهیم مانند «کفر»، «اسلام» و «شهادت» ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نیاز به توضیح داشته باشند.

مشاهده کامل

شماره ۲۱ - بس که دشنام دهی چون شنوی نام مرا

بس که دشنام دهی چون شنوی نام مرا
یک نفر نیست که آرد به تو پیغام مرا ۱

این تویی بر سر من سایه ز مهر افکندی
یا همایی به غلط ساخته وطن بام مرا ۲

از در رحمت اگر پرده ز رخ برفکنی
صبح بی منت خورشید دمد شام مرا ۳

کیش زردشت به روی تو گرفتم تا بست
کفر زلف سیهت بازوی اسلام مرا ۴

آشیان رفت درآن حلقه ی زلف از یادم
تا به گلزار رخ آویخته ای دام مرا ۵

پیش بردم به صبوری همه جا وآخر عمر
بردی از نیم نظر حاصل ایام مرا ۶

جان به لب آمد و یک دم به دهانت نرسید
حسرتی ماند دمادم لب ناکام مرا ۷

ما درین بادیه مردیم خوشا زنده دلی
که از این وقعه بر او مژده دلارام مرا ۸

شد یقینم به شهادت که صفایی ز نخست
بر سعادت شده تقدیر سرانجام مرا ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۰ - کنون که سایهٔ تیغ تو بر سر است مرا
گوهر بعدی:شماره ۲۲ - گر بدین سان اشک بارد دیده در دامان مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.