هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و غمگین، روایتگر دردها و شوریدگیهای عاشقانه است. با استفاده از تصاویر و استعارههای زیبا مانند یوسف و زلیخا، بلبل و گل، و سرو و سمن، شاعر احساسات عمیق عشق، فراق و رنج را بیان میکند. متن پر از نمادهای عرفانی و عاشقانه است که نشاندهندهی دلبستگی و اشتیاق شدید است.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و عرفانی پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات و استعارهها نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی عاطفی دارند تا به درستی درک شوند.
شماره ۱۳۰ - دردا که ز دوران به غم خویشتن افتاد
دردا که ز دوران به غم خویشتن افتاد
روزی که دلارام به سودای من افتاد ۱
یوسف که به چاه فتن افتاد برآمد
بیچاره زلیخا که به چاه ذقن افتاد ۲
منعم مکن از ناله که پنهان نتوان کرد
آن راز که افسانه ی هر انجمن افتاد ۳
قدر قفس آن مرغ گفتار شناسد
کز قید تو یک بار رهش در چمن افتاد ۴
بلبل که به گل نغمه سرودی به صد آهنگ
تا غنچه گویای تو دید از سخن افتاد ۵
از سرو و سمن دیده ی امید فرو دوخت
چشمی که بر آن سرو قد سیم تن افتاد ۶
بر بازوی عشاق ز هر سو رسن افکند
چون طره به دوش تو شکن در شکن افتاد ۷
جان ها ز علایق همه زنجیر گسستند
تا زلف تو بر گردن دل ها رسن افتاد ۸
با غنچه ی نوشین دهنت از عرق شرم
گل را چو من آتش همه در پیرهن افتاد ۹
در باغ ز داغ رخ گلرنگ تو جاوید
بر خاک سیه لاله ی خونین کفن افتاد ۱۰
سور و طرب از شور تو بر پیر و جوان رفت
شور و شغب از شوق تو در مرد و زن افتاد ۱۱
در سینه چه پوشم دگر آن درد صفایی
کز دل به زبان رفت و به چندین دهن افتاد ۱۲
روزی که دلارام به سودای من افتاد ۱
یوسف که به چاه فتن افتاد برآمد
بیچاره زلیخا که به چاه ذقن افتاد ۲
منعم مکن از ناله که پنهان نتوان کرد
آن راز که افسانه ی هر انجمن افتاد ۳
قدر قفس آن مرغ گفتار شناسد
کز قید تو یک بار رهش در چمن افتاد ۴
بلبل که به گل نغمه سرودی به صد آهنگ
تا غنچه گویای تو دید از سخن افتاد ۵
از سرو و سمن دیده ی امید فرو دوخت
چشمی که بر آن سرو قد سیم تن افتاد ۶
بر بازوی عشاق ز هر سو رسن افکند
چون طره به دوش تو شکن در شکن افتاد ۷
جان ها ز علایق همه زنجیر گسستند
تا زلف تو بر گردن دل ها رسن افتاد ۸
با غنچه ی نوشین دهنت از عرق شرم
گل را چو من آتش همه در پیرهن افتاد ۹
در باغ ز داغ رخ گلرنگ تو جاوید
بر خاک سیه لاله ی خونین کفن افتاد ۱۰
سور و طرب از شور تو بر پیر و جوان رفت
شور و شغب از شوق تو در مرد و زن افتاد ۱۱
در سینه چه پوشم دگر آن درد صفایی
کز دل به زبان رفت و به چندین دهن افتاد ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۱۸۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۹ - مرا سودای جانان بر سر افتاد
گوهر بعدی:شماره ۱۳۱ - عشقی که به سوز و ساز گردد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.