هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از درد فراق و عشق نافرجام مینالد. او از سوز دل، اشکهای بیپایان، و اسارت در زلف یار سخن میگوید و وفاداری خود را به معشوق ابراز میکند. همچنین، اشاراتی به مفاهیمی مانند جوانی و پیری، امتحان و وفا، و مقایسههای نمادین (مانند ستاره و ماه، مار و ریسمان) دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه پیچیده و استعارههای عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد. همچنین، برخی اشارات مانند «ثعبان و ریسمان» یا «سگ آستان» ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا نیازمند توضیح باشد.
شماره ۱۷۵ - ز چاک سینه اگر بر کشم فغانی چند
ز چاک سینه اگر بر کشم فغانی چند
به یک نفیر بهم بر زنم جهانی چند ۱
سرشک دل نکند تا سرای تن ویران
نهادم از مژه بردیده ناودانی چند ۲
به جان فشانی و سربازیم اشارت کن
اگر به عهد حرام یابد امتحانی چند ۳
سوای مهر تو عشاق را بسته که دید
ستاره ای که شود ماه آسمانی چند ۴
مرا شمر سگ این آستان به حکم وفا
یکی حساب کن از خیل پاسبانی چند ۵
ز طره تو به زلف بتان چه فرق که نیست
چنان که نسبت ثعبان به ریسمانی چند ۶
فتم اسیر تو زلفا چه دوده ای که فتاد
اسیر هر خم موی تو دودمانی چند ۷
چه پرسی از دل خود کشتگان خفته به خون
فتاده بر سر کوی تونیم جانی چند ۸
ز تار زلف تو پیران خمیده جز تو جوان
که بست یک ره از این دست بدگمانی چند ۹
مرا صفایی و سودای خوب رویان چیست
کجا برآمده یک پیر با جوانی چند ۱۰
به یک نفیر بهم بر زنم جهانی چند ۱
سرشک دل نکند تا سرای تن ویران
نهادم از مژه بردیده ناودانی چند ۲
به جان فشانی و سربازیم اشارت کن
اگر به عهد حرام یابد امتحانی چند ۳
سوای مهر تو عشاق را بسته که دید
ستاره ای که شود ماه آسمانی چند ۴
مرا شمر سگ این آستان به حکم وفا
یکی حساب کن از خیل پاسبانی چند ۵
ز طره تو به زلف بتان چه فرق که نیست
چنان که نسبت ثعبان به ریسمانی چند ۶
فتم اسیر تو زلفا چه دوده ای که فتاد
اسیر هر خم موی تو دودمانی چند ۷
چه پرسی از دل خود کشتگان خفته به خون
فتاده بر سر کوی تونیم جانی چند ۸
ز تار زلف تو پیران خمیده جز تو جوان
که بست یک ره از این دست بدگمانی چند ۹
مرا صفایی و سودای خوب رویان چیست
کجا برآمده یک پیر با جوانی چند ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۱۷۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷۴ - فغان که نیست مرا در دهان زبانی چند
گوهر بعدی:شماره ۱۷۶ - داشت وجهی که ندادند ترا جانی چند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.