هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از زیبایی و جذابیت معشوق خود سخن می‌گوید و از درد و رنج عشق شکایت می‌کند. معشوق با توصیفاتی اغراق‌آمیز مانند جادوگری، خنجر زدن به دل، و اژدهای نگهبان گنج تصویر شده است. شاعر از تسخیر دل و جان خود توسط معشوق می‌گوید و از شور و وجد ناشی از این عشق سخن می‌راند.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاشقانه پیچیده و استفاده از استعاره‌ها و تشبیهات عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی تصاویر مانند 'خنجر زدن به دل' و 'اژدهای نگهبان گنج' ممکن است برای کودکان نامناسب باشد.

شماره ۱۹۴ - به مینو منظری دوشم سری بود

به مینو منظری دوشم سری بود
که جنات از جمالش مظهری بود ۱

دل از دستش نیارستم ستادن
که زین مشکل مرا مشکل تری بود ۲

مسلمان زاده ی این مایه بی باک
غریب اسلام دعوی کافری بود ۳

ز درد امروز اگر نالم عجب نیست
که دل را هر نگاهش خنجری بود ۴

به خونریز من از هر نیش مژگان
بهر عضوم سرا پا نشتری بود ۵

به رخ زان حلقه ها زلفش زره سار
چو بر گنجی نگهبان اژدری بود ۶

به تسخیر دل و جان بی عزایم
ز چشم فتنه جو جادوگری بود ۷

رخش رخشان چو روز از زلف شب تاب
به عقرب به ز خورشید اختری بود ۸

مرا شوری چنان نز خوی خود خاست
که آن وجد و سماع از دیگری بود ۹

سخن کوته صفایی کی ترا کام
شود شیرین که گویی شکری بود ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۲۰۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۹۳ - به بزمم دوش حورا پیکری بود
گوهر بعدی:شماره ۱۹۵ - در دلم هر لحظه صد سودای باطل می‌رود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.