هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه بیانگر درد فراق و اشتیاق به وصال معشوق است. شاعر با بیانی شیوا از بی‌قراری خود در غیاب یار می‌گوید و تأکید می‌کند که حتی نعمات بهشت نیز بدون حضور معشوق برایش ارزشی ندارد. او وصال را آرزو می‌کند و درمان درد خود را فقط در دیدار یار می‌داند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و استفاده از استعاره‌های پیچیده ادبی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین برخی مفاهیم مانند 'مرگ' و 'غم' نیاز به بلوغ ذهنی برای درک صحیح دارند.

شماره ۲۰۳ - هزار کام ز لعل تو یک دقیقه برآید

هزار کام ز لعل تو یک دقیقه برآید
مرا که هیچ کلیدی گره ز دل نگشاید ۱

جزای حسن عمل پس مرا همان بر و بالا
که بی تو طوبی و فردوس جز غمم نفزاید ۲

ثواب طاعت خویش از خدای جز تو نخواهم
خوش است نعمت باقی و لیک بی تو نشاید ۳

ز طلعت تو نبندم نظر به عارض رضوان
وگر هزار در از روضه ام به روی گشاید ۴

به ذوق نوش لبت کوثرم نماند تمنا
مریض عشق ترا شربت از زلال تو باید ۵

به هفت کشوم ار سروری دهند چه حاصل
که بی تو هشت بهشتم دو جو به کار نیاید ۶

اگر به ساحت جنت بدین جمال درآیی
کس از حضور تو هرگز به حور عین نگراید ۷

وگر به گلشن رضوان ریاض رخ بگشایی
ز شرم بلبل مینو دگر به گل نسراید ۸

شب وصال ملولم به یاد روز جدایی
مگر به مردنم این طرفه زندگی به سر آید ۹

مزن تو رای علاجم که غیر یار صفایی
کسی غبار غم از لوح خاطرم نزداید ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۲۲۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۰۲ - ازین پس دور من چندی نپاید
گوهر بعدی:شماره ۲۰۴ - ستم گری که جفا کیش اوست دل برباید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.