هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه بیانگر درد و رنج ناشی از عشق یکطرفه و بیوفایی معشوق است. شاعر از جفاهای معشوق شکایت میکند، اما همچنان به عشق او وفادار است و حتی دردی جز درد عشق او نمیخواهد. شعر همچنین به مفاهیمی چون وفاداری، جفا، درد عشق و امید به وصال اشاره دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، بیان درد و رنج عاطفی نیاز به سطحی از بلوغ روانی دارد.
شماره ۲۳۲ - به پاس عشق مرا هردم از وفای دگر
به پاس عشق مرا هردم از وفای دگر
تلافی از تو نزد سر به جز جفای دگر ۱
مرا به ضربت دیگر بکش چو زخم زدی
عنایتی کن و لازم شمر عطای دگر ۲
به بی وفایی و بد عهدیم سمر کردی
هنوزم از تو بود خوف افترای دگر ۳
گرم به جز تو صنم بوده دیگری معبود
به کیش عشق پرستیده ام خدای دگر ۴
به ماجرای قیامت خوشم که آنجا نیز
کنیم تازه به ذکر تو ماجرای دگر ۵
مگر غم تو که مأوا گرفت در دل ما
جز این خرابه به عالم نیافت جای دگر ۶
نوای مطربم آرد به خود ز پرده نخست
ولی برون برداز پرده ام نوای دگر ۷
به جز من از همه بیگانه وار رو برتافت
مگر سراغ ندارد غم آشنای دگر ۸
طبیب کو به حبیبم رسان که درد مرا
معالجت نتوان کردن از دوای دگر ۹
به سعی مرده کدورت نکاست بلکه فزود
حضور یار صفایی مرا صفای دگر ۱۰
تلافی از تو نزد سر به جز جفای دگر ۱
مرا به ضربت دیگر بکش چو زخم زدی
عنایتی کن و لازم شمر عطای دگر ۲
به بی وفایی و بد عهدیم سمر کردی
هنوزم از تو بود خوف افترای دگر ۳
گرم به جز تو صنم بوده دیگری معبود
به کیش عشق پرستیده ام خدای دگر ۴
به ماجرای قیامت خوشم که آنجا نیز
کنیم تازه به ذکر تو ماجرای دگر ۵
مگر غم تو که مأوا گرفت در دل ما
جز این خرابه به عالم نیافت جای دگر ۶
نوای مطربم آرد به خود ز پرده نخست
ولی برون برداز پرده ام نوای دگر ۷
به جز من از همه بیگانه وار رو برتافت
مگر سراغ ندارد غم آشنای دگر ۸
طبیب کو به حبیبم رسان که درد مرا
معالجت نتوان کردن از دوای دگر ۹
به سعی مرده کدورت نکاست بلکه فزود
حضور یار صفایی مرا صفای دگر ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۲۲۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۳۱ - مرا نشان نظر باشد از نگار دگر
گوهر بعدی:شماره ۲۳۳ - حرف ها از خون دل خوش بر زبان آورده باز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.