هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از حسرت و درد عشق نافرجام سخن میگوید. شاعر از دلبستگی به معشوق و رنجهای ناشی از آن مینالد، اما در عین حال به عشق وفادار است. او از بیتوجهی معشوق شکایت دارد، ولی همچنان تسلیم این عشق است و حتی حاضر به فداکاری است. تصاویری مانند خنجر عشق، صیاد، و خون بسمل نشاندهندهی شدت این عشق و رنج است.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، همراه با تصاویر شاعرانهای مانند خنجر عشق و خون بسمل، برای درک بهتر به بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارد. نوجوانان زیر 16 سال ممکن است در درک کامل این مضامین مشکل داشته باشند.
شماره ۲۴۹ - به ترک مست تو دستی رها کنم دل خویش
به ترک مست تو دستی رها کنم دل خویش
نهم به گردن صیاد خون بسمل خویش ۱
چنان به شوق طپیدم به زیر خنجر عشق
که دیده باز نکردم به روی قاتل خویش ۲
اثر نداشت یکی از هزار ناله ی من
ندانم از دل او، یا بنالم از دل خویش ۳
ز بس به کین تمایل نگار مهر نهاد
مرا بسی عجب آید که هست مایل خویش ۴
فغان از این دل مفتون که تا به خاک فنا
نریخت خون من آسان نیافت مشکل خویش ۵
شب است و راه به واماندگان قافله گم
برون کند مگر آن مه سری ز محمل خویش ۶
مقابل مه ی ما مهر مشعلی نه فزون
هزار مشعله افروزد ار مقابل خویش ۷
زمام ناقه اگر در کف است لیلی را
دهد به محضر مجنون قرار منزل خویش ۸
مرا سری است صفایی که بسپرم روزی
سری به پایش و شرم آیدم ز حاصل خویش ۹
نهم به گردن صیاد خون بسمل خویش ۱
چنان به شوق طپیدم به زیر خنجر عشق
که دیده باز نکردم به روی قاتل خویش ۲
اثر نداشت یکی از هزار ناله ی من
ندانم از دل او، یا بنالم از دل خویش ۳
ز بس به کین تمایل نگار مهر نهاد
مرا بسی عجب آید که هست مایل خویش ۴
فغان از این دل مفتون که تا به خاک فنا
نریخت خون من آسان نیافت مشکل خویش ۵
شب است و راه به واماندگان قافله گم
برون کند مگر آن مه سری ز محمل خویش ۶
مقابل مه ی ما مهر مشعلی نه فزون
هزار مشعله افروزد ار مقابل خویش ۷
زمام ناقه اگر در کف است لیلی را
دهد به محضر مجنون قرار منزل خویش ۸
مرا سری است صفایی که بسپرم روزی
سری به پایش و شرم آیدم ز حاصل خویش ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۱۸۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۴۸ - به پایان رفت در بزمت مرا دوش
گوهر بعدی:شماره ۲۵۰ - نهی مرهم به زخمم یا کنی ریش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.