هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از عشق و دل‌بستگی عمیق خود به معشوق سخن می‌گوید. او از رنج‌ها و فداکاری‌هایش در راه عشق می‌گوید و اظهار پشیمانی می‌کند، اما در عین حال، هنوز شیفته‌ی معشوق است. شعر پر از تصاویر عاشقانه و استعاره‌های زیبا مانند زلف معشوق، ابروی کمانی، و تیر و کمان است.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاشقانه‌ی عمیق و استعاره‌های پیچیده است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند فداکاری در عشق و پشیمانی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامفهوم یا سنگین باشد.

شماره ۲۵۵ - منتی دارم به یاران کز بس افغان کرده ام

منتی دارم به یاران کز بس افغان کرده ام
خاطر از آزار یارانش پشیمان کرده ام ۱

بر سرم یک ره نسودی پای از این سودا چه سود
بهر من کاندر رهت با خاک یکسان کرده ام ۲

تا کمان ابروی تیر انداز ما صورت نمود
بالله ار تشویش از شمشیر و پیکان کرده ام ۳

حیف باشد بر زمین رفتن ترا با آنکه من
بهر جولانت فضای سینه میدان کرده ام ۴

خاطر دل جمع شد در حلقه ی زلفت ولی
حلقه های جمع از این سودا پریشان کرده ام ۵

بر قدومت جان فشانی نیست مقدور ار نه من
جد و جهدی در خور افزون ز آنچه نتوان کرده ام ۶

تا بر این مجنون فرو ناید ز دیگر جای ها
کودکان را سنگ کوی او به دامان کرده ام ۷

شرح غم ننگاشتم خود کی سرایم پیش غیر
منکه سر عشق یار از خامه پنهان کرده ام ۸

ناقه و چهر تو در چشم صفایی رخ گشود
خجلتم باد ار نظر بر سرو و بستان کرده ام ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۲۰۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۵۴ - دلم از قید آن مشکین حمایل
گوهر بعدی:شماره ۲۵۶ - جاودان دولت بیدار به دیدار تو یابم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.