هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از درد فراق و عشق ناکام سخن می‌گوید. او از دل‌بستگی به معشوق، رنج سفر و غربت، و ناتوانی در رسیدن به آرزوهایش می‌نالد. همچنین، اشاره‌ای به تسلیم شدن در برابر عشق و از دست دادن عقل و هوش در این راه دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و تسلیم‌شدن در عشق نیاز به بلوغ فکری دارد.

شماره ۲۵۴ - دلم از قید آن مشکین حمایل

دلم از قید آن مشکین حمایل
اگر خواهی رها بازش فرو هل ۱

چو جان را دید با سامان تر از دل
غمت در جان از دل ساخت منزل ۲

وطن غربت شد از عشقت چو برمن
سفرکردم که غم واماند از دل ۳

سفرکردن چه حاصل زانکه آمد
غمت همراه دل منزل به منزل ۴

ره کوی تو بر من چشم تر بست
بخشکان کشتیم افتاده درگل ۵

درین بحرم چنان زورق فرو رفت
که هرگز تخته ای ناید به ساحل ۶

چو صیادش تویی خود میرد از شوق
نیفتد کار صیدت با سلاسل ۷

به دستان برد در پا عقل و هوشم
به خود مشغول و از خود ساخت غافل ۸

چو شهری شاد باشند از غم ما
دلا ز اظهار ناکامی چه حاصل ۹

صفایی مقبل جاوید گردی
که نامد عشق راکس چون تو قابل ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۲۰۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۵۳ - کاش مغزی داشتی تا جای خاک
گوهر بعدی:شماره ۲۵۵ - منتی دارم به یاران کز بس افغان کرده ام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.