هوش مصنوعی: شاعر در این متن از بیوفایی و بیاعتباری عشق و معشوق شکایت میکند. او از ناپایداری دنیا، بیوفایی یار و رنجهای عشق میگوید و بیان میکند که در راه عشق، جز رنج و اندوه چیزی ندیده است.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و بیوفایی ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.

شماره ۲۶۱ - به عهد بتان اعتباری ندیدم

به عهد بتان اعتباری ندیدم
چو دوران گردون قراری ندیدم ۱

از آن چشم خونریز چون زلف سرکش
به جز دلبری شعاری ندیدم ۲

به ملک دل از شورش خیل عشقت
در اقلیم تقوی حصاری ندیدم ۳

به دریای عشق تو چندان که کشتی
سبک راندم آخر کناری ندیدم ۴

غمم خورد یک عمر و نسرود با کس
ز دل خوب تر غمگساری ندیدم ۵

به قدر وفای من افزودم انده
خود از عشق به، حق گزاری ندیدم ۶

به خون غلتم ای کاش بر خاک راهش
که زین به در آن کوی کاری ندیدم ۷

به خاک محبت گذشتم سراپا
تهی از شهیدان مزاری ندیدم ۸

به دوران حسنت دگر چون صفایی
به پیمان خود پاسداری ندیدم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۲۶۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۶۰ - ز میر کعبه زرقی چند دیدم
گوهر بعدی:شماره ۲۶۲ - وفا و حسن در یاری ندیدم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.