هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و دلدادگی خود به معشوق سخن می‌گوید. او از نگاه معشوق، غم‌هایش، و فداکاری‌هایش برای عشق می‌گوید و بیان می‌کند که حتی در فقر و خواری نیز به عشق خود افتخار می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به کار رفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و عاطفی دارد.

شماره ۲۹۳ - سیه مستی فراز آمد به راهم

سیه مستی فراز آمد به راهم
که چشمش دل ربود از یک نگاهم ۱

به دل کز وی غم آبادی است ویران
کشید از غمزه پی درپی سپاهم ۲

نشاند از عضو عضو خود سراپای
چو چشم خویش بر خاک سیاهم ۳

به محشر نیز از او نارم تظلم
که حق با اوست با چندین گواهم ۴

هنوزش جان و سر خواهم به پا ریخت
چه غم کافکنده در پا دستگاهم ۵

گرم بر سر نهد نام غلامی
کند فخر از غلامی پادشاهم ۶

به خاک آستانش فقر و خواری
از آن به کز برون تشریف و جاهم ۷

بدین خردی دریغ آن کنج لب نیست
چوخال از فتنه ی مژگان پناهم ۸

نباشد غیر رسوایی دریغا
به سودای تو سودی ز اشک و آهم ۹

صفایی نزد جانان سر فرو رفت
به جیب شرمساری از گناهم ۱۰

نخواهم دیده از خجلت گشودن
مگر فضل وی آید عذر خواهم ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۱۸۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۹۲ - حاضر و غایب مگو خداست گواهم
گوهر بعدی:شماره ۲۹۴ - راندی آخر چون سگ از درگاه خود با خواریم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.