هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از درد عشق، بیقراری و وابستگی به معشوق سخن میگوید. شاعر از رنجهای عشق، بیوفایی معشوق و دلبستگی شدید خود مینالد و در عین حال، به فضل و لطف معشوق نیز اشاره دارد. همچنین، اشاراتی به مفاهیم عرفانی مانند عهد الست و صفای باطن وجود دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و عرفانی پیچیده است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی نیاز دارد. همچنین، برخی اصطلاحات و مفاهیم مانند «عهد الست» ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد.
شماره ۳۳۲ - مسکین کجا رود به شکایت ز دست تو
مسکین کجا رود به شکایت ز دست تو
سرگشته بیدلی که بود پای بست تو ۱
ما هرچه دل به مهر تو بستیم استوار
شد سخت تر به کین دل پیمان گسست تو ۲
در دلبری به زلف تو یک مو گرفت نیست
صد صید دیگر ار ببری مزد شست تو ۳
دانی به فضلم ار بنوازی که نیست باز
رحم و رضا متاع عهد الست تو ۴
تا مدعی درست نداند حدیث ما
با وی سخن کنم همه جا در شکست تو ۵
بی صرف باده مستم از آن منتی شگرف
دارم به دوش جان ز لب می پرست تو ۶
دوری گذشت کز مدد بخت سازگار
بی می مدام سرخوشم از ترک مست تو ۷
ای زلف بس عجب ز تو کآمد درست و راست
بست و گشود ما ز کجی یا شکست تو ۸
با این تطاولات صفایی مگر سپهر
کوته تری نیافت ز دیوار پست تو ۹
سرگشته بیدلی که بود پای بست تو ۱
ما هرچه دل به مهر تو بستیم استوار
شد سخت تر به کین دل پیمان گسست تو ۲
در دلبری به زلف تو یک مو گرفت نیست
صد صید دیگر ار ببری مزد شست تو ۳
دانی به فضلم ار بنوازی که نیست باز
رحم و رضا متاع عهد الست تو ۴
تا مدعی درست نداند حدیث ما
با وی سخن کنم همه جا در شکست تو ۵
بی صرف باده مستم از آن منتی شگرف
دارم به دوش جان ز لب می پرست تو ۶
دوری گذشت کز مدد بخت سازگار
بی می مدام سرخوشم از ترک مست تو ۷
ای زلف بس عجب ز تو کآمد درست و راست
بست و گشود ما ز کجی یا شکست تو ۸
با این تطاولات صفایی مگر سپهر
کوته تری نیافت ز دیوار پست تو ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۱۸۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۳۱ - جائی که دل مریض و تو گردی طبیب او
گوهر بعدی:شماره ۳۳۳ - سر را نه دولتی که سپارم به پای تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.