هوش مصنوعی: این متن عاشقانه بیانگر عشق عمیق و فداکاری شاعر به معشوق است. شاعر از جان و تن خود می‌گذرد و هرگونه درد و رنج را به جان می‌خرد تا به وصال معشوق برسد. او از غم‌ها و جفاهای معشوق شادمان است و هیچ قیمتی برای وصلت او متصور نیست.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و استفاده از استعاره‌های پیچیده است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند فداکاری و درد عشق نیاز به بلوغ عاطفی دارد.

شماره ۳۳۳ - سر را نه دولتی که سپارم به پای تو

سر را نه دولتی که سپارم به پای تو
تن را نه قیمتی که سرایم فدای تو ۱

جان را بهای خاک رهت نیست ورنه من
صد ره چو خاک ریخته بودم به پای تو ۲

کس را چو نیست قیمت وصلت به هیچ وجه
من می خرم به جان همه درد و بلای تو ۳

مرغ دلم به دام غمت ریخت بال و باز
پرواز همچنان کند اندر هوای تو ۴

از رامش رقیب ملولم وگرنه من
شادم بهر غمی که رسد از جفای تو ۵

یک دل ز ما گرفتی و بس خرمم که داد
صد جان به ما تبسم معجز نمای تو ۶

دام او فکنده ی حلقه ی زلفت به راه دل
یا چشم حسرتی است فراز از قفای تو ۷

رای ترا به صدق و صفا سر نهاده باز
ور هست در هلاک صفایی صفای تو ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۲۷۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۳۲ - مسکین کجا رود به شکایت ز دست تو
گوهر بعدی:شماره ۳۳۴ - تا جان و سر فدا نکنم در وفای تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.