هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه بیانگر عشق عمیق و یکدله شاعر به معشوق است. او تمام جهان را فدای یک نظر به معشوق میکند و هیچ چیز دیگری را شایسته توجه نمیداند. شاعر از زیباییهای معشوق مانند رخسار و زلفانش سخن میگوید و از درد هجران و عشق ناگفته مینالد. در نهایت، از خداوند میخواهد که به معشوق نظر لطف داشته باشد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و استفاده از استعارههای پیچیده است که درک آنها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند هجران و درد عشق نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۳۶۲ - به کیش من که حرام است غیر فکر تو کاری
به کیش من که حرام است غیر فکر تو کاری
نظر حلال نباشد به ماسوای تو باری ۱
دل اختلاط ترا برگزیده از همه عالم
که دیده در همه عالم ندیده چون تو نگاری ۲
به طرف عارضت آن زلفکان تافته مانا
به گرد لاله ز سنبل کشیده اند حصاری ۳
خطت دمید ز رخ یا قضا به خامه ی قدرت
ز مشک بر ورق گل نگاشت خط غباری ۴
مرا به ملک دل این سان که عشق تاخت دو اسبه
غریب نیست که گیرد حصارها به سواری ۵
شدی و بر سر راهت فشاندم اشک از آن رو
که گرد ره ننشاند به دامن تو غباری ۶
به یاد وادی عشقت کشم چو غنچه به مژگان
مرا به پای دل آنجا خلیده هر سر خاری ۷
علاج هجر تو دانم تحمل است و ندارم
توان و طاقت و تابی سکون و صبر و قراری ۸
خدای را به صفایی نظر دریغ مفرما
عزیز را چه زیان زاید از رعایت خواری ۹
نظر حلال نباشد به ماسوای تو باری ۱
دل اختلاط ترا برگزیده از همه عالم
که دیده در همه عالم ندیده چون تو نگاری ۲
به طرف عارضت آن زلفکان تافته مانا
به گرد لاله ز سنبل کشیده اند حصاری ۳
خطت دمید ز رخ یا قضا به خامه ی قدرت
ز مشک بر ورق گل نگاشت خط غباری ۴
مرا به ملک دل این سان که عشق تاخت دو اسبه
غریب نیست که گیرد حصارها به سواری ۵
شدی و بر سر راهت فشاندم اشک از آن رو
که گرد ره ننشاند به دامن تو غباری ۶
به یاد وادی عشقت کشم چو غنچه به مژگان
مرا به پای دل آنجا خلیده هر سر خاری ۷
علاج هجر تو دانم تحمل است و ندارم
توان و طاقت و تابی سکون و صبر و قراری ۸
خدای را به صفایی نظر دریغ مفرما
عزیز را چه زیان زاید از رعایت خواری ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۱۹۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۶۱ - به پایت حاصلم زین سر سپاری
گوهر بعدی:شماره ۳۶۳ - سر به فتراکم نخواهی بست بعد از جانسپاری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.