هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به توصیف زیباییها و ویژگیهای منحصر به فرد یک شیء یا مفهوم (احتمالاً شراب یا میوهای مانند انار) میپردازد. شاعر با استفاده از تشبیهات و استعارههای زیبا، رنگ، طعم، و خاصیتهای آن را با عناصری مانند یاقوت، لعل، باده، قند، و شهد مقایسه میکند. همچنین، به تأثیرات روحافزای آن اشاره میکند و برتری آن را نسبت به سایر عناصر طبیعی نشان میدهد.
رده سنی:
16+
این متن دارای زبان شعری پیچیده و استعارههای ادبی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار است. همچنین، ممکن است اشارههایی به شراب داشته باشد که برای گروه سنی پایینتر مناسب نیست.
شماره ۳۶۷ - ای لعل نوش پرور جانان چه جوهری
ای لعل نوش پرور جانان چه جوهری
کز آب و رنگ غیرت یاقوت احمری ۱
چندان صفا و فرو بها درگهر تراست
کاندر صفات بر همه آن سنگ ها سری ۲
آب از تو غرق خوی شد وآتش ز شرم سوخت
رونق فزای رسته نیران وکوثری ۳
نتوان سرودت آتش و آب ای عجب که باز
در طینت آب خشک و به تاب آتش تری ۴
در رنگ به ز باده سرخ مروقی
در طعم به ز قند سفید مکرری ۵
با آن ملاحتت که سرشته اند در نهاد
شیرنی و جان فزاتر از آب سکندری ۶
رنگین چنانکه صاف تر از انگبین ناب
شیرین چنان که خوبتر از قند جوهری ۷
سایغ تری ز شهد و گواراتری ز شیر
نافع تر از شراب و نکوتر ز شکری ۸
در تازگی لطیف تر از برگ لاله ای
در نازکی رقیق تر از موی لاغری ۹
آن خود غذای جسم و تو جاوید قوت جان
در خاصیت هزار ره از باده بهتری ۱۰
آن را طراوت از چه و این را طرب کجاست
نه دیده ی خروس و نه خون کبوتری ۱۱
از خجلت آب بسکه عرق ریخت شد روان
تا دید مر ترا که چنین تازه و تری ۱۲
عقد درر نهفته از جزع من به جیب
چون قفلی از عقیق که بر گنج گوهری ۱۳
بس تنگ تر ز چشم بخیلی که لاجرم
دروعده بی ثبات تر از باد صرصری ۱۴
دل بر سرت نهاد و دهد جان به پات نیز
شاید غم صفایی از این بیشتر خوری ۱۵
کز آب و رنگ غیرت یاقوت احمری ۱
چندان صفا و فرو بها درگهر تراست
کاندر صفات بر همه آن سنگ ها سری ۲
آب از تو غرق خوی شد وآتش ز شرم سوخت
رونق فزای رسته نیران وکوثری ۳
نتوان سرودت آتش و آب ای عجب که باز
در طینت آب خشک و به تاب آتش تری ۴
در رنگ به ز باده سرخ مروقی
در طعم به ز قند سفید مکرری ۵
با آن ملاحتت که سرشته اند در نهاد
شیرنی و جان فزاتر از آب سکندری ۶
رنگین چنانکه صاف تر از انگبین ناب
شیرین چنان که خوبتر از قند جوهری ۷
سایغ تری ز شهد و گواراتری ز شیر
نافع تر از شراب و نکوتر ز شکری ۸
در تازگی لطیف تر از برگ لاله ای
در نازکی رقیق تر از موی لاغری ۹
آن خود غذای جسم و تو جاوید قوت جان
در خاصیت هزار ره از باده بهتری ۱۰
آن را طراوت از چه و این را طرب کجاست
نه دیده ی خروس و نه خون کبوتری ۱۱
از خجلت آب بسکه عرق ریخت شد روان
تا دید مر ترا که چنین تازه و تری ۱۲
عقد درر نهفته از جزع من به جیب
چون قفلی از عقیق که بر گنج گوهری ۱۳
بس تنگ تر ز چشم بخیلی که لاجرم
دروعده بی ثبات تر از باد صرصری ۱۴
دل بر سرت نهاد و دهد جان به پات نیز
شاید غم صفایی از این بیشتر خوری ۱۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۵
۱۹۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۶۶ - ای زلف یار بس که پر از چین و چنبری
گوهر بعدی:شماره ۳۶۸ - ای قد یار بسکه دل آرای و دلبری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.