هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر از بیوفایی معشوق و درد جدایی مینالد. او از عشق و دیوانگی خود میگوید و بیان میکند که معشوق با رفتارش باعث رنج او شده است. شاعر همچنین به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره میکند و از این که عشق او را از پارسایی دور کرده، سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد جدایی و بیوفایی نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۴۰۱ - ترا آخر چه شدکز بی وفایی
ترا آخر چه شدکز بی وفایی
نکردی در محبت عهد پایی ۱
جدا از دین و دل دیوانه بودم
که کردن از تو آهنگ جدایی ۲
به فردوسم مخوان زنهار از این در
که آنجا نیست چندین دل گشایی ۳
دلم آمیخت از لعلت به خوناب
قدم آموخت از زلفت دوتایی ۴
مگر خود از وفاداری و رحمت
علاج رنج مهجوران نمایی ۵
که فرقی نیست شرح درد و غم را
بگوش غیر با دستان سرایی ۶
بدین سامان و ثروت کم فراهم
به کویت نایدم عار از گدایی ۷
صنوبر گو مکش سر پیش بالاش
که حسنت چیست الا یک رسایی ۸
مرا زین پس نزیبد پارس موطن
که عشقم توبه داد از پارسایی ۹
رود در دوستی از وی ستم ها
که از دشمن نیاید بر صفایی ۱۰
نکردی در محبت عهد پایی ۱
جدا از دین و دل دیوانه بودم
که کردن از تو آهنگ جدایی ۲
به فردوسم مخوان زنهار از این در
که آنجا نیست چندین دل گشایی ۳
دلم آمیخت از لعلت به خوناب
قدم آموخت از زلفت دوتایی ۴
مگر خود از وفاداری و رحمت
علاج رنج مهجوران نمایی ۵
که فرقی نیست شرح درد و غم را
بگوش غیر با دستان سرایی ۶
بدین سامان و ثروت کم فراهم
به کویت نایدم عار از گدایی ۷
صنوبر گو مکش سر پیش بالاش
که حسنت چیست الا یک رسایی ۸
مرا زین پس نزیبد پارس موطن
که عشقم توبه داد از پارسایی ۹
رود در دوستی از وی ستم ها
که از دشمن نیاید بر صفایی ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۱۸۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۰۰ - بدین اخلاص و صدق و بی ریایی
گوهر بعدی:شماره ۴۰۲ - نماند از تاب هجرانت مرا دیگر شکیبایی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.