هوش مصنوعی:
این متن به توصیف دوران سخت و پر از جفا و بیعدالتی میپردازد که در آن زمانه بیمروت، عهدشکن و پر از کینه است. شرایطی که در آن دوستان بیحمیت و دشمنان بیحیا هستند، و انسانها در رنج و مصیبت به سر میبرند. همچنین، متن به ناامیدی، بیپناهی و وضعیت اسفبار مردم اشاره دارد.
رده سنی:
16+
متن حاوی مضامین عمیق اجتماعی، فلسفی و عاطفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی تصاویر و توصیفات ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.
بند ۲۴ - کز اختر فلک زده وز طالع زبون
کز اختر فلک زده وز طالع زبون
گردون زمانه را به جفا گشت رهنمون ۱
عصری است بی مروت و عهدی است بی امان
دوری است پر دواهی و دهری است پر فنون ۲
هم خاک مهر سوز و هم افلاک کینه ساز
از سعد بی سعادت و از بخت باژگون ۳
هم دوست بی حمیت و هم خصم بی حیا
این از شکیب کمتر وآن از بلا فزون ۴
نعش معاشران همه عریان به مهد خاک
جسم برادران همه غلطان به موج خون ۵
این یک زنی سرش به فلک رفته سربلند
وین یک ز زین تنش به زمین گشته سرنگون ۶
از موج خون خسته دلان خاک بی قرار
وز تیر آه تشنه لبان چرخ با سکون ۷
روی هوا ز دود جگرهاست دوده رنگ
پشت زمین ز خون بدنهاست لاله گون ۸
استاده پیش چشم تو اینک به جنگ جای
با تیغ و نی صفوف جفاجوی کالجفون ۹
با آنکه یک تن از صف میدان نگشت باز
رفتند یاوران و تو هم می روی کنون ۱۰
از شست ما به تیر قدر می شوی رها
وز دست ما به حکم قضا می روی برون ۱۱
ما بی کسان زار و غریبان بی پناه
بعد از تو در میان بلا چون کنیم چون ۱۲
جمعی اسیر و عور و پریشان و خوار و زار
وین قوم تند و سرکش و بی دین و رذل دون ۱۳
از ما مدار چشم صبوری در این سفر
اسپند را چگونه بر آتش بود سکون ۱۴
شاه غریب از همه گیتی گسسته دل ۱۵
این گفت و کاینات شد از روی او خجل ۱۶
گردون زمانه را به جفا گشت رهنمون ۱
عصری است بی مروت و عهدی است بی امان
دوری است پر دواهی و دهری است پر فنون ۲
هم خاک مهر سوز و هم افلاک کینه ساز
از سعد بی سعادت و از بخت باژگون ۳
هم دوست بی حمیت و هم خصم بی حیا
این از شکیب کمتر وآن از بلا فزون ۴
نعش معاشران همه عریان به مهد خاک
جسم برادران همه غلطان به موج خون ۵
این یک زنی سرش به فلک رفته سربلند
وین یک ز زین تنش به زمین گشته سرنگون ۶
از موج خون خسته دلان خاک بی قرار
وز تیر آه تشنه لبان چرخ با سکون ۷
روی هوا ز دود جگرهاست دوده رنگ
پشت زمین ز خون بدنهاست لاله گون ۸
استاده پیش چشم تو اینک به جنگ جای
با تیغ و نی صفوف جفاجوی کالجفون ۹
با آنکه یک تن از صف میدان نگشت باز
رفتند یاوران و تو هم می روی کنون ۱۰
از شست ما به تیر قدر می شوی رها
وز دست ما به حکم قضا می روی برون ۱۱
ما بی کسان زار و غریبان بی پناه
بعد از تو در میان بلا چون کنیم چون ۱۲
جمعی اسیر و عور و پریشان و خوار و زار
وین قوم تند و سرکش و بی دین و رذل دون ۱۳
از ما مدار چشم صبوری در این سفر
اسپند را چگونه بر آتش بود سکون ۱۴
شاه غریب از همه گیتی گسسته دل ۱۵
این گفت و کاینات شد از روی او خجل ۱۶
قالب: ترکیب بند
تعداد ابیات: ۱۵
۱۹۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بند ۲۳ - کز جد و مادر و پدر ای یادگار ما
گوهر بعدی:بند ۲۵ - کاندیشه ناکم از غم بی یاری شما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.