هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به بیان غم و اندوه عمیق شاعر نسبت به از دست دادن عزیزی میپردازد. شاعر از درد فراق، تنهایی، و بیپناهی سخن میگوید و از ناعادلانه بودن این فقدان شکایت دارد. همچنین، در بخشهایی از شعر به مفاهیمی مانند مظلومیت، مقاومت، و یادآوری شخصیتهای تاریخی و مذهبی اشاره شده است.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی اشارههای تاریخی و مذهبی نیاز به دانش پیشزمینه دارد.
بند ۴۳ - غلطان به خون و خاک ترا پاره تن دریغ
غلطان به خون و خاک ترا پاره تن دریغ
عریان ستاده برسر نعش تو من دریغ ۱
مقطوع از برادر و خواهر غریب من
ممنوع از اعانت فرزند و زن دریغ ۲
بالقطع ازکشاکش غم کردمی قبا
خصم ار گذاشتی به تنم پیرهن دریغ ۳
بعد از تو زنده ایم و ندارم به هیچ وجه
عذری ازین گناه به وجهی حسن دریغ ۴
دست ار دهد سر افکنمت در قدم چو خاک
حاشا که برتو آیدم از جان و تن دریغ ۵
ببر دمان غریق دم از روبه ی دمن
شیر خدای حیدر اژدر فکن دریغ ۶
جم را ز جور جن دغا جایگه به خاک
دارای تخت و تاج و نگین اهرمن دریغ ۷
جز نقص و نفی نسل نبی نیست در نظر
جایی که جانشین صمد شد وثن دریغ ۸
ماند از غم بنین و بناتت نهان و فاش
جاوید روز و شب همه بر مرد و زن دریغ ۹
پیش از شهادت تو چرا منشی قضا
کرد این قدر مسامحه در مرگ من دریغ ۱۰
نخلت نگون و نسترنت غرق خون و باز
سرسبز و تازه سرو سمن در چمن دریغ ۱۱
هر جانبم غمت به میانم گرفته تنگ
نتوان کناره کردنم از خویشتن دریغ ۱۲
از خوی خصم خیره و از خون زخم ها
ما رخ آلاله رنگ و تو گلگون بدن دریغ ۱۳
نسپردمت به خاک و گرفتم طریق شام
انداختم میان رهت بی کفن دریغ ۱۴
از بانگ وا اخاه به گردون نوا فکند ۱۵
آتش به جان ناحیه ی نینوا فکند ۱۶
عریان ستاده برسر نعش تو من دریغ ۱
مقطوع از برادر و خواهر غریب من
ممنوع از اعانت فرزند و زن دریغ ۲
بالقطع ازکشاکش غم کردمی قبا
خصم ار گذاشتی به تنم پیرهن دریغ ۳
بعد از تو زنده ایم و ندارم به هیچ وجه
عذری ازین گناه به وجهی حسن دریغ ۴
دست ار دهد سر افکنمت در قدم چو خاک
حاشا که برتو آیدم از جان و تن دریغ ۵
ببر دمان غریق دم از روبه ی دمن
شیر خدای حیدر اژدر فکن دریغ ۶
جم را ز جور جن دغا جایگه به خاک
دارای تخت و تاج و نگین اهرمن دریغ ۷
جز نقص و نفی نسل نبی نیست در نظر
جایی که جانشین صمد شد وثن دریغ ۸
ماند از غم بنین و بناتت نهان و فاش
جاوید روز و شب همه بر مرد و زن دریغ ۹
پیش از شهادت تو چرا منشی قضا
کرد این قدر مسامحه در مرگ من دریغ ۱۰
نخلت نگون و نسترنت غرق خون و باز
سرسبز و تازه سرو سمن در چمن دریغ ۱۱
هر جانبم غمت به میانم گرفته تنگ
نتوان کناره کردنم از خویشتن دریغ ۱۲
از خوی خصم خیره و از خون زخم ها
ما رخ آلاله رنگ و تو گلگون بدن دریغ ۱۳
نسپردمت به خاک و گرفتم طریق شام
انداختم میان رهت بی کفن دریغ ۱۴
از بانگ وا اخاه به گردون نوا فکند ۱۵
آتش به جان ناحیه ی نینوا فکند ۱۶
قالب: ترکیب بند
تعداد ابیات: ۱۵
۲۰۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بند ۴۲ - بردار ای صبا قدمی سوی مادرم
گوهر بعدی:بند ۴۴ - کای از غمت برادر با جان برابرم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.