هوش مصنوعی:
این متن شعری است که با بیانی غمگین و پر از حسرت، به سوگ و مرثیهای برای فردی از دست رفته میپردازد. شعر با تصاویر تلخ و دردناک، از بیقراری طبیعت و جهان پس از فقدان این فرد سخن میگوید و آرزوهای شوم برای دشمنان و ناامنی برای جهان بیان میکند. همچنین، اشارهای به واقعه کربلا و تشبیه غم و درد به آن دارد. در پایان، شاعر از خداوند طلب شفاعت و رحمت برای خود و فرد از دست رفته میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین غمگین، پیچیده و برخی تصاویر تلخ (مانند زهر، شرمساری، قصاص) است که برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است سنگین یا نامناسب باشد. همچنین، درک برخی از اشارات تاریخی و مذهبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
بند ۸۰ - گیتی پس از تو دایره اش بی مدار باد
گیتی پس از تو دایره اش بی مدار باد
افلاک با درنگ و زمین بی قرار باد ۱
تا تلخ شد زبان به دهان تو از عطش
شهد و شکر به کام جهان ناگوار باد ۲
از حسرت تو شربت تسنیم و سلسبیل
غلمان و حور را به دهان زهرمار باد ۳
با وصف تشنه کامیت اندر کنار شط
جاری به دجله خون دل از چشمه سار باد ۴
دردا چوکربلا به میان پا نهاد گفت
از شرق وغرب امن و امان بر کنار باد ۵
تا پود و تار جسم تو پامال پهنه گشت
موجود را گسسته ز هم پود و تار باد ۶
رفع عطش چو از تو نشد جاودان چه سود
کز اشک دیده دامن ما جویبار باد ۷
ممنوع از آب مالک آب است وا دریغ
ز آن خانواده دجله و شط شرمسار باد ۸
ز اهل دغا تقاص جفا تا کشند زود
تیغ قصاص حق ز قراب آشکار باد ۹
هرکه از قبول داغ تو پهلو کند تهی
جاوید با شکنج دو کیهان دچار باد ۱۰
ز اندیشه ی حدیث تو هر دل که وارهید
محصور حکم حادثه روزگار باد ۱۱
بر هر تنی که سوگ تو ناسازگار شد
فرسوده ی زمانه ی ناسازگار باد ۱۲
گر در غمت ندیده صفایی دوام عیش
مفتون این سراچه ناپایدار باد ۱۳
چشم شفاعت ار ز تو دارد به دیگری
دور از جوار رحمت پروردگار باد ۱۴
شاها به خویشم از همه کس بی نیاز خوا ه ۱۵
در حشرم از شفاعت خود سرفراز خواه ۱۶
افلاک با درنگ و زمین بی قرار باد ۱
تا تلخ شد زبان به دهان تو از عطش
شهد و شکر به کام جهان ناگوار باد ۲
از حسرت تو شربت تسنیم و سلسبیل
غلمان و حور را به دهان زهرمار باد ۳
با وصف تشنه کامیت اندر کنار شط
جاری به دجله خون دل از چشمه سار باد ۴
دردا چوکربلا به میان پا نهاد گفت
از شرق وغرب امن و امان بر کنار باد ۵
تا پود و تار جسم تو پامال پهنه گشت
موجود را گسسته ز هم پود و تار باد ۶
رفع عطش چو از تو نشد جاودان چه سود
کز اشک دیده دامن ما جویبار باد ۷
ممنوع از آب مالک آب است وا دریغ
ز آن خانواده دجله و شط شرمسار باد ۸
ز اهل دغا تقاص جفا تا کشند زود
تیغ قصاص حق ز قراب آشکار باد ۹
هرکه از قبول داغ تو پهلو کند تهی
جاوید با شکنج دو کیهان دچار باد ۱۰
ز اندیشه ی حدیث تو هر دل که وارهید
محصور حکم حادثه روزگار باد ۱۱
بر هر تنی که سوگ تو ناسازگار شد
فرسوده ی زمانه ی ناسازگار باد ۱۲
گر در غمت ندیده صفایی دوام عیش
مفتون این سراچه ناپایدار باد ۱۳
چشم شفاعت ار ز تو دارد به دیگری
دور از جوار رحمت پروردگار باد ۱۴
شاها به خویشم از همه کس بی نیاز خوا ه ۱۵
در حشرم از شفاعت خود سرفراز خواه ۱۶
قالب: ترکیب بند
تعداد ابیات: ۱۵
۲۰۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بند ۷۹ - ازکید خیل کفر خداوند دین دریغ
گوهر بعدی:بند ۸۱ - جسمی که جامه زیبدش از یاسمن دریغ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.