هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن گوینده به امیری در لشکر خطاب میکند و از او درباره رفتارهای نادرست و غرور بیجا سوال میپرسد. گوینده از فراموشی دوستیها و محبتهای گذشته، عناد و دشمنی بیدلیل، و پیروی کورکورانه از یزید و ابن زیاد انتقاد میکند. همچنین، به بیاعتنایی به دستورات الهی و پیامبر اشاره دارد و هشدار میدهد که چنین اعمالی عاقبت خوبی نخواهند داشت.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم انتقادی و مذهبی عمیق است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات تاریخی و مذهبی نیاز به پیشزمینهای دارد که معمولاً در این سنین کسب میشود.
بند ۸۳ - چون شاه دین به لشکر کین روبرو فتاد
چون شاه دین به لشکر کین روبرو فتاد
اتمام امر را به نصیحت زبان گشاد ۱
فرمود ای امیر معسکر چرا نکرد
فهمت تمیز تیه ظلال از ره رشاد ۲
دیدی غرور جاه چسان بردت از نظر
آن دورها مودت و آن طورها وداد ۳
بی طول وقت و عرض زمان خود چه شد که رفت
در حق من حسین منی ترا ز یاد ۴
با آن گذشت چیست ترا با من این گرفت
با آن وداد چیست ترا با من این عناد ۵
اجرای امر تا رود از جانب یزید
امضای حکم تا شود از زاده ی زیاد ۶
ریزی به خاک خون مرا بهر ملک ری
رو رو که بهره تو دو جو گندمش مباد ۷
پنداشتی درستی کار از شکست من
حشر تو با یزید بدین گونه اعتقاد ۸
امر خدا به زیر پی انداختی چو خس
نهی نبی به گوش دل انگاشتی چو باد ۹
فخرت به اعتنای یزید است و ز غرور
بر التفات ابن زیاد است اعتماد ۱۰
در چنگ خوک چون تو نیابدکس ایمنی
بر پر کاه چون تو نجوید کس اعتضاد ۱۱
گفتم من آنچه بایدم اظهار کرد و گفت
لیکن تو در صلاح کنی سعی یا فساد ۱۲
در هر عمل که جازم آنی ز خیر و شر
از طیب و خبث عدل خدایت جزا دهاد ۱۳
دادی به دست حرص و هوا هوش و رای خویش
رفتت به باد صارفه چون خاک دین و داد ۱۴
هر لحظه نو به نو دل من سوختی دگر ۱۵
بر خویش آتشی عجب افروختی دگر ۱۶
اتمام امر را به نصیحت زبان گشاد ۱
فرمود ای امیر معسکر چرا نکرد
فهمت تمیز تیه ظلال از ره رشاد ۲
دیدی غرور جاه چسان بردت از نظر
آن دورها مودت و آن طورها وداد ۳
بی طول وقت و عرض زمان خود چه شد که رفت
در حق من حسین منی ترا ز یاد ۴
با آن گذشت چیست ترا با من این گرفت
با آن وداد چیست ترا با من این عناد ۵
اجرای امر تا رود از جانب یزید
امضای حکم تا شود از زاده ی زیاد ۶
ریزی به خاک خون مرا بهر ملک ری
رو رو که بهره تو دو جو گندمش مباد ۷
پنداشتی درستی کار از شکست من
حشر تو با یزید بدین گونه اعتقاد ۸
امر خدا به زیر پی انداختی چو خس
نهی نبی به گوش دل انگاشتی چو باد ۹
فخرت به اعتنای یزید است و ز غرور
بر التفات ابن زیاد است اعتماد ۱۰
در چنگ خوک چون تو نیابدکس ایمنی
بر پر کاه چون تو نجوید کس اعتضاد ۱۱
گفتم من آنچه بایدم اظهار کرد و گفت
لیکن تو در صلاح کنی سعی یا فساد ۱۲
در هر عمل که جازم آنی ز خیر و شر
از طیب و خبث عدل خدایت جزا دهاد ۱۳
دادی به دست حرص و هوا هوش و رای خویش
رفتت به باد صارفه چون خاک دین و داد ۱۴
هر لحظه نو به نو دل من سوختی دگر ۱۵
بر خویش آتشی عجب افروختی دگر ۱۶
قالب: ترکیب بند
تعداد ابیات: ۱۵
۱۹۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بند ۸۲ - چون صدر دین امام مبین مقتدای راد
گوهر بعدی:بند ۸۴ - آن کش به ما سوا سزد از فضل برتری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.